extenuating
extenuating - تخفیف دهنده
adjective - صفت
UK :
US :
باعث می شود یک عمل نادرست با ارائه دلایل کمتر مورد قضاوت جدی قرار گیرد
اقدام برای توجیه چیزی بد یا باعث می شود چیزی بد با جدیت کمتر مورد قضاوت قرار گیرد
A terrifying warning was occasionally administered in cases where extenuating circumstances existed.
گاهی اوقات در مواردی که شرایط تخفیفدهنده وجود داشت، هشدار وحشتناکی داده میشد.
گودشتاین پیشنهاد کرد که این موضوع با صحبت در مورد شرایط تسکین دهنده کاهش یابد.
Hunger and poverty the main reasons for their poaching, are not treated by the courts as extenuating circumstances.
گرسنگی و فقر، دلایل اصلی شکار غیرقانونی آنها، توسط دادگاه به عنوان شرایط تخفیف تلقی نمی شود.
جهات تخفیفی وجود داشت و متهم حکم زندانی نداشت.
Cases of illness and other extenuating circumstances that may have affected a student’s performance will be dealt with by a personal tutor.
موارد بیماری و سایر شرایط تخفیفدهنده که ممکن است بر عملکرد دانشآموز تأثیر بگذارد توسط یک معلم خصوصی رسیدگی میشود.
او به جرم دزدی مجرم شناخته شد، اما به دلیل شرایط تخفیف روانه زندان نشد.
فقدان گزینه های دیگر یک عامل تخفیف بود.
There were extenuating circumstances.
شرایط تسکین دهنده ای وجود داشت.
mitigating
کاهش دهنده
justifying
توجیه کننده
moderating
تعدیل کردن
qualifying
واجد شرایط بودن
diminishing
در حال کاهش
exculpatory
تبرئه کننده
excusing
بهانه گیری
exonerative
مبرا
justificatory
کاهش
lessening
تسکین دهنده
palliating
نرم شدن
palliative
بخشش
softening
توضیحی
vindicating
کاهش می دهد
condoning
ضدعفونی کردن انگلستان
explanatory
ضد عفونی کردن ایالات متحده
reducing
معتدل کردن
sanitisingUK
لاک زدن
sanitizingUS
سفید کردن
tempering
به عنوان بهانه
varnishing
در حال اصلاح
whitewashing
توجیه گر
serving as an excuse
modifying
alleviating
vindicatory
aggravating
تشدید کننده
magnifying
بزرگنمایی
annoying
مزاحم
bothersome
آزار دهنده
vexing
خفن
vexatious
عصبانی کننده
irritating
رتبه بندی
galling
خشمگین
exasperating
رنده کردن
rankling
تحریک کننده
infuriating
دیوانه کننده
grating
ریلینگ
irksome
ساینده
provoking
maddening
riling
abrasive
pesky
