approvals
approvals - تائیدیه
N/A - N/A
UK :
US :
احساس داشتن نظر مثبت نسبت به کسی یا چیزی
اگر چیزی را با تایید خریدید، در صورت رضایتبخش نبودن میتوانید آن را بدون پرداخت برگردانید
مجوز رسمی
حالت یا شرایط داشتن نظر خوب نسبت به کسی یا چیزی
عمل پذیرش یا اجازه رسمی چیزی
اجازه یا توافق رسمی برای چیزی
اگر چیزی را با تایید خریداری کنید، می توانید آن را بدون پرداخت وجه در صورت عدم رضایت برگردانید
او رضایت خود را با لبخندی گسترده نشان داد.
آلن کسی است که همیشه به تایید دیگران نیاز دارد.
سام همیشه برای جلب رضایت پدرش تلاش می کرد.
آیا شراب با تایید شما روبرو می شود؟ (= آیا شراب را دوست دارید؟)
مدیر جدید عمل حمل و نقل اقلام در تایید را معرفی کرد.
اکنون این پروژه از سوی دولت تایید شده است.
معلم به دانش آموز اشاره ای به نشانه تایید کرد.
او مشتاق تایید همکلاسی هایش است.
برای شرکت در این سفر میدانی به تأیید والدین خود نیاز دارید.
آنها میخواهند نرخها را افزایش دهند، اما تأیید آن دشوار خواهد بود.
استراتژی جدید هنوز از سوی هیئت مدیره تایید نشده است.
بعید است صندوق بین المللی پول موافقت خود را اعلام کند.
تصویب این وام پس از چندین ساعت بحث و بررسی توسط هیئت اجرایی صورت گرفت.
تحولات اخیر مدیریت و تأیید تأخیر برای محصولات کلیدی به شرکت آسیب رسانده است.
The Hong Kong-based businessman needed 75% approval from minority shareholders for his proposed scheme.
تاجر مستقر در هنگ کنگ برای طرح پیشنهادی خود به تایید 75 درصدی سهامداران اقلیت نیاز داشت.
این اقدام هنوز نیاز به تایید نهایی دارد.
شما می توانید کالا را به مدت 28 روز در تاییدیه داشته باشید.
consents
رضایت می دهد
blessings
برکات
agreements
توافق نامه ها
compliances
انطباق ها
sanctions
تحریم ها
acceptances
پذیرش ها
acquiescences
موافقت ها
assents
تاییدیه ها
endorsements
مجوزها
permissions
مجوزهای انگلستان
authorizations
دستور می دهد
licencesUK
تصویب نامه ها
mandates
امتیازات
ratifications
توافقات
concessions
چهره ها
concurrences
امپریمانتور
countenances
اعتبار سنجی ها
imprimantur
پشتیبانی می کند
validations
پشتوانه ها
supports
ایالات متحده را حمایت می کند
approbations
باشه
backings
توصیه ها
confirmations
برگها
favorsUS
مجوزهای ایالات متحده
okays
سر تکان می دهد
recommendations
توافق می کند
endorsations
leaves
licensesUS
nods
accords
disapprovals
مخالفت ها
disfavors
نارضایتی ها
disfavours
محکومیت ها
condemnations
انتقادات
criticisms
تحقیرها
disapprobations
دلسردی ها
displeasures
اعتراضات
deprecations
محکوم می کند
discontents
بی احترامی
discouragements
دوست ندارد
dissatisfactions
مخالفت می کند
objections
بیزاری
censures
سرزنش ها
discontentments
انیمدورژن ها
disesteem
اختلاف نظرها
dislikes
استثناها
dissents
اودیوم ها
distaste
بیزاری ها
reproaches
ظلم ها
animadversions
ردها
disagreements
تظاهرات
exceptions
odiums
oppositions
aversions
castigations
denunciations
disparagements
opprobriums
rejections
remonstrations
