vacations

base info - اطلاعات اولیه

vacations - تعطیلات

N/A - N/A

veɪˈkeɪ.ʃən

UK :

veɪˈkeɪ.ʃən

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [vacations] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • We're taking a vacation in June.


    ما در ژوئن به تعطیلات می رویم.

  • They went to Europe on vacation.


    آنها برای تعطیلات به اروپا رفتند.


  • هنوز مدتی برای تعطیلات تا پایان سال باقی مانده است.

  • the Christmas/Easter/summer vacation


    تعطیلات کریسمس / عید پاک / تابستان

  • the long vacation (= in the summer)


    تعطیلات طولانی (= در تابستان)

  • Remember that time we were vacationing in Vermont?


    آن زمانی را که در ورمونت تعطیلات می گذراندیم، به خاطر دارید؟

  • Earlier this summer the family vacationed in Austria.


    اوایل تابستان امسال، خانواده تعطیلات خود را در اتریش گذراندند.

  • The town is popular with vacationing Americans.


    این شهر در میان آمریکایی‌هایی که در تعطیلات به سر می‌برند، محبوب است.

  • The family had just left for a vacation in the Bahamas.


    خانواده به تازگی برای تعطیلات به باهاما رفته بودند.

  • We always went on vacation in August.


    ما همیشه مرداد به تعطیلات می رفتیم.

  • He was vacationing in San Francisco.


    او تعطیلات خود را در سانفرانسیسکو می گذراند.

  • Tourists and winter vacationers are now key to the economy.


    گردشگران و مسافران زمستانی اکنون کلید اقتصاد هستند.

  • I'm planning to take a vacation in the spring.


    من قصد دارم در بهار تعطیلات بگیرم.


  • رئیس جمهور با خانواده اش در تعطیلات است.

  • Benefits include 28 days of paid vacation.


    مزایا شامل 28 روز مرخصی با حقوق است.

  • The job comes with a pension plan and vacation pay.


    این کار با برنامه بازنشستگی و حقوق مرخصی همراه است.

  • a week's/month's/10-day vacation


    یک هفته / ماه / تعطیلات 10 روزه


  • من در تعطیلات تابستانی با یک شرکت محلی تجربه کار کردم.

synonyms - مترادف
  • breaks


    می شکند

  • leaves


    برگها

  • recesses


    فرورفتگی ها

  • holidays


    تعطیلات

  • trips


    سفرها

  • furloughs


    مرخصی ها

  • tours


    تورها

  • respites


    مهلت ها

  • getaways


    فرارها

  • sabbaticals


    اقامت می کند

  • sojourns


    تعویق ها

  • adjournments


    هولز

  • hols


    استراحت می کند

  • rests


    عقب نشینی می کند

  • retreats


    توقف ها

  • stopovers


    روزهای دور

  • awaydays


    مدارس

  • schoolies


    طلسم ها

  • spells


    اقامتگاه ها

  • staycations


    vacs

  • vacs


    خالی ها

  • vacays


    فرار می کند

  • escapes


    فستاها

  • fiestas


    وقفه ها

  • intermissions


    اخراج

  • layoffs


    تفریحات

  • recreations


    روزهای تعطیل

  • days off


    مرخصی


  • برگ غیبت

  • leaves of absence


    روزهای استراحت

  • days of rest


antonyms - متضاد

  • آثار


  • مقررات

  • continuations


    ادامه

لغت پیشنهادی

bifurcate

لغت پیشنهادی

unfilled

لغت پیشنهادی

arm