vacations
vacations - تعطیلات
N/A - N/A
UK :
US :
a time when someone does not go to work or school but is free to do what they want such as travel or relax
زمانی که شخصی به محل کار یا مدرسه نمی رود اما آزاد است تا آنچه را که می خواهد انجام دهد، مانند مسافرت یا استراحت
دورهای از سال که مدارس یا کالجها تعطیل میشوند یا دادگاههای حقوقی فعالیت نمیکنند
زمانی که در محل کار یا مدرسه نیستید برای استراحت به مکانی سفر کنید
a period of time to relax or travel for pleasure instead of doing your usual work or school activities
یک دوره زمانی برای استراحت یا مسافرت برای تفریح به جای انجام کارهای معمولی یا فعالیت های مدرسه
تعطیلات از محل کار، به خصوص زمانی که شما در حال سفر دور از خانه هستید
a period at particular times of the year when courts of law are closed, and universities and colleges are closed for teaching
دورهای در زمانهای خاصی از سال که دادگاههای حقوقی تعطیل هستند و دانشگاهها و کالجها برای تدریس تعطیل هستند.
ما در ژوئن به تعطیلات می رویم.
آنها برای تعطیلات به اروپا رفتند.
هنوز مدتی برای تعطیلات تا پایان سال باقی مانده است.
تعطیلات کریسمس / عید پاک / تابستان
تعطیلات طولانی (= در تابستان)
آن زمانی را که در ورمونت تعطیلات می گذراندیم، به خاطر دارید؟
اوایل تابستان امسال، خانواده تعطیلات خود را در اتریش گذراندند.
این شهر در میان آمریکاییهایی که در تعطیلات به سر میبرند، محبوب است.
خانواده به تازگی برای تعطیلات به باهاما رفته بودند.
ما همیشه مرداد به تعطیلات می رفتیم.
او تعطیلات خود را در سانفرانسیسکو می گذراند.
گردشگران و مسافران زمستانی اکنون کلید اقتصاد هستند.
من قصد دارم در بهار تعطیلات بگیرم.
رئیس جمهور با خانواده اش در تعطیلات است.
مزایا شامل 28 روز مرخصی با حقوق است.
این کار با برنامه بازنشستگی و حقوق مرخصی همراه است.
یک هفته / ماه / تعطیلات 10 روزه
من در تعطیلات تابستانی با یک شرکت محلی تجربه کار کردم.
breaks
می شکند
leaves
برگها
recesses
فرورفتگی ها
holidays
تعطیلات
trips
سفرها
furloughs
مرخصی ها
tours
تورها
respites
مهلت ها
getaways
فرارها
sabbaticals
اقامت می کند
sojourns
تعویق ها
adjournments
هولز
hols
استراحت می کند
rests
عقب نشینی می کند
retreats
توقف ها
stopovers
روزهای دور
awaydays
مدارس
schoolies
طلسم ها
spells
اقامتگاه ها
staycations
vacs
vacs
خالی ها
vacays
فرار می کند
escapes
فستاها
fiestas
وقفه ها
intermissions
اخراج
layoffs
تفریحات
recreations
روزهای تعطیل
days off
مرخصی
برگ غیبت
روزهای استراحت
