mutated

base info - اطلاعات اولیه

mutated - جهش یافته

N/A - N/A

mjuːˈteɪt

UK :

mjuːˈteɪt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mutated] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • These bacteria have mutated into forms that are resistant to certain drugs.


    این باکتری ها به اشکالی جهش یافته اند که در برابر برخی داروها مقاوم هستند.

  • Jon has mutated from an awkward teenager into a sophisticated young man.


    جان از یک نوجوان بی دست و پا به یک مرد جوان پیچیده تبدیل شده است.

synonyms - مترادف
  • changed


    تغییر کرد

  • evolved


    تکامل یافته است

  • transformed


    تبدیل شده است

  • converted


    اصلاح شد

  • reformed


    مسخ شده

  • turned


    شکل گرفته است

  • metamorphosed


    حل شد

  • morphed


    جابجا شد

  • resolved


    تابعیت ایالات متحده

  • shifted


    بازسازی شده

  • naturalizedUS


    دگرگون شده است

  • reconditioned


    واگرا شد

  • shaped


    ادغام شد

  • transfigured


    پیشرفت کرد

  • transmuted


    جابجایی کرد

  • diverged


    واقع در انگلستان

  • merged


    تابعیت انگلستان

  • progressed


    کاهش

  • commutated


    ناقص شده

  • materialisedUK


    ایالات متحده تحقق یافته است

  • naturalisedUK


    بازنویسی

  • reduced


    تغییر یافته است

  • transmogrified


    متنوع

  • deformed


    اصلاح شده

  • transubstantiated


    تغییر داد

  • materializedUS


  • recast


  • altered


  • varied


  • modified


  • switched


antonyms - متضاد
  • stagnated


    راکد شد

  • endured


    تحمل کرد

  • idled


    بیکار

  • lasted


    به طول انجامید

  • persisted


    ادامه داد

  • prevailed


    غالب شد


  • باقی ماند

  • remained


    متوقف شده است

  • stalled


    ماند

  • stayed


    همینطور ماند

  • stayed the same


    درنگ کرد

  • lingered


    پایدار

  • sustained


    انجام در

  • carried on


    انجام شده است

  • carried through


    چرک زده

  • festered


    زمین به توقف

  • ground to a halt


    برگزار شد

  • held on


    آویزان شد

  • held out


    ادامه دارد

  • hung on


    از بین رفت

  • kept on


    نگهداری

  • languished


    جابجا نشده است

  • maintained


    ماندگار شد

  • not moved


    بیش از حد عمر کرد

  • outlasted


    مکث کرد

  • outlived


    متحمل شد

  • paused


    استقامت کرد

  • perdured


    ایستاده ماند

  • persevered


    محکم نشست

  • remained standing


  • sat tight


لغت پیشنهادی

disappointment

لغت پیشنهادی

doggedly

لغت پیشنهادی

potassium