teenager
teenager - نوجوان
noun - اسم
UK :
US :
فردی که بین 13 تا 19 سال سن دارد
یک جوان بین 13 تا 19 سال
فردی که 13 تا 19 سال سن دارد
به نظر من نسبتاً برونگرا هستم، اما در نوجوانی بهطور دردناکی خجالتی بودم.
گیلبی خوش تیپ دایانا را از زمانی که برای اولین بار در نوجوانی به لندن نقل مکان کرد، می شناسد.
ریور فینیکس در دوران نوجوانی به یک بازیگر مشهور تبدیل شد.
The Teesside-born star trained as a Methodist local preacher when he was a teenager in Middlesbrough, but is now an atheist.
این ستاره متولد تیساید در دوران نوجوانی در میدلزبرو به عنوان یک واعظ محلی متدیست آموزش دید، اما اکنون یک آتئیست است.
Imagine all the trouble hordes of tots and teenagers can get into with nothing to do all day but hang around.
تصور کنید انبوهی از مشکلات بچهها و نوجوانان میتوانند بدون هیچ کاری در تمام طول روز انجام دهند، جز دور زدن.
این نظرسنجی نشان میدهد که از هر پنج نوجوان چهار نفر با مواد مخدر غیرقانونی آزمایش کردهاند.
Gap stores has hired as its primary image-maker a man who helped convince thousands of teenagers to buy Calvin Klein perfume.
فروشگاه گپ مردی را به عنوان تصویرساز اصلی خود استخدام کرده است که به هزاران نوجوان برای خرید عطر کالوین کلین کمک کرد.
Very often teenager girls become physically inhibited.
اغلب دختران نوجوان از نظر جسمی بازدارنده می شوند.
Several teenagers have died after smoking or drinking the leaves or seeds of the datura shrub, found in woodland.
چندین نوجوان پس از کشیدن سیگار یا نوشیدن برگ ها یا دانه های درختچه داتورا، که در جنگل ها یافت می شود، جان خود را از دست داده اند.
برای صحبت با نوجوانان خود وقت بگذارید.
مجله ای برای نوجوانان
او فقط مانند یک نوجوان عادی رفتار می کند.
یک نوجوان آشفته/سرکش/نوجوان تاثیرپذیر
او از یک نوجوان قدبلند و باهوش به یک جوان خوش تیپ تبدیل شده بود.
او مانند یک نوجوان عاشق رفتار می کند.
اولین بار در نوجوانی وارد موسیقی شدم.
بسیاری از نوجوانان از والدین خود خجالت می کشند.
آنها از رفتار نوجوانان محلی در پارک شکایت داشتند.
ما به طور خاص موضوعاتی را انتخاب می کنیم که برای نوجوانان جذاب باشد.
هدف این مجله نوجوانان و جوانان است.
آنها دو پسر نوجوان دارند.
جوانان
youngster
جوان
juvenile
نوجوان
پسر
جزئی
بچه
دختر
راه اندازی
stripling
teenybopper
فرد جوان
teenybopper
بالغ جوان
شیرین شانزده
کودک
sweet sixteen
ماشین اصلاح
نی نی
shaver
بایرن
nipper
بچه مدرسه ای
bairn
شلاق زن
lad
دلهره
kiddie
سرپیچ کردن
جوجه
schoolboy
جوانه
whippersnapper
خارپشت
brat
بامبین
squirt
نوپا
chick
sprout
urchin
bambino
fledgling
