pacific
pacific - صلح جو
adjective - صفت
UK :
US :
صلح آمیز و دوست داشتنی یا خواهان صلح
صلح آمیز یا کمک به ایجاد صلح
متعلق به اقیانوس آرام یا مربوط به آن
اقیانوسی که در شرق آسیا و استرالیا و در غرب آمریکای شمالی و جنوبی قرار دارد.
از آنجایی که تعداد کمی چنین دیدگاهی را زیر سوال بردند، کسانی که تمایلات اقیانوس آرام داشتند با همدردی کمی روبرو شدند.
آیا می خواهیم خلق و خوی ناآرام ایجاد کنیم یا حالتی آرام و آرام؟
The transition from a hostile to a pacific relationship between the houses of Plantagenet and Capet took place between 1224 and 1259.
گذار از یک رابطه خصمانه به یک رابطه صلح آمیز بین خانه های Plantagenet و Capet بین سال های 1224 و 1259 اتفاق افتاد.
نسلرود، وزیر امور خارجه او، تا آخر آرام ماند.
appeasing
مماشات کننده
conciliatory
آشتی جویانه
peacemaking
صلح سازی
placatory
آرامش بخش
propitiatory
تسکین دهنده
diplomatic
دیپلماتیک
mollifying
نرم کننده
placating
فرو نشاندن
calming
مصالحه کننده
conciliating
خلع سلاح
disarming
طعنه آمیز
irenic
آرام بخش
pacifying
میانجیگری
mediating
واسطه ای
mediatory
دوستانه
pacificatory
خنثی
amicable
غیر خشونت آمیز
comforting
بدون مشکل
صلح آمیز
neutral
تسکین دادن
nonviolent
relaxing
soothing
untroubled
assuaging
propitiative
placative
reconciliatory
peaceable
propitiating
emollient
antagonisingUK
متخاصم انگلستان
antagonizingUS
دشمنی با آمریکا
warmongering
جنگ افروزی
agitated
آشفته
antagonistic
آنتاگونیست
bellicose
جنگ طلب
با صدای بلند
militant
ستیزه جو
خشن
وحشی
hateful
نفرت انگیز
منظور داشتن
stormy
طوفانی
نامهربان
turbulent
شدید
harsh
غیر دوستانه
unkind
برانگیخته
مجبور شد
unfriendly
شریر
excited
التهابی
forced
خونین
wicked
بی قرار
inflammatory
خشمگین
bloody
بی صدا
restless
قوی
tempestuous
unsettled
inclement
unquiet
