piloting
piloting - خلبانی
N/A - N/A
UK :
US :
فاعل فاعل از خلبان
برای پرواز با هواپیما
برای تست یک محصول جدید قبل از فروش
مسئولیت معرفی قانون یا سیستم جدید و اطمینان از برقراری آن
برای هدایت یک کشتی به بندر یا از طریق یک منطقه آب
او پس از از کار افتادن یکی از موتورها، هواپیما را به محل امن هدایت کرد.
ما چندین محصول آرایشی جدید را برای خریداران بالقوه منتخب آزمایش خواهیم کرد.
20 سال پیش، او لایحه ای را در مورد شرایط کار از طریق پارلمان ارائه کرد.
steering
فرمان
navigating
ناوبری
conducting
هدایت
driving
رانندگی
sailing
کشتیرانی
aviating
هوانوردی
flying
پرواز کردن
helming
کلاه زنی
maneuveringUS
مانور ایالات متحده
manoeuvringUK
مانور انگلستان
conning
کاننگ
directing
کارگردانی
controlling
کنترل کردن
عملیاتی
captaining
کاپیتانی
coxswaining
فحش دادن
coxing
کوکس کردن
guiding
هدایت کردن
skippering
کاپیتان
circumnavigating
دور زدن
charting
ترسیم نمودار
handling
رسیدگی
ferrying
کروز
cruising
توطئه
plotting
قایق سواری
boating
بیرون رفتن
heading out
سکان هدایت
ارسال
shipping out
سوار کردن
riding out
subordinate
تابع
