questioned

base info - اطلاعات اولیه

questioned - مورد سوال قرار گرفت

N/A - N/A

ˈkwes.tʃən

UK :

ˈkwes.tʃən

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [questioned] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Several men were questioned by police yesterday about the burglary.


    روز گذشته چندین مرد در مورد سرقت مورد بازجویی پلیس قرار گرفتند.

  • 68 percent of those questioned in the poll thought noise levels had increased.


    68 درصد از کسانی که در این نظرسنجی مورد سوال قرار گرفتند فکر می کردند که سطح سر و صدا افزایش یافته است.

  • I questioned the wisdom of taking so many pills.


    من عقل مصرف این همه قرص را زیر سوال بردم.

  • Results from a study questioned whether treatment with the drug really improved survival.


    نتایج یک مطالعه این سوال را مطرح کرد که آیا درمان با این دارو واقعاً بقا را بهبود می بخشد.

  • She gave me a questioning look (= as if she wanted an answer from me).


    نگاهی پرسشگر به من انداخت (= انگار از من جواب می خواست).

synonyms - مترادف
  • asked


    پرسید

  • enquiredUK


    درخواست شد انگلستان

  • queried


    پرس و جو شد

  • quizzed


    سوال کرد

  • grilled


    کباب شده

  • interrogated


    مورد بازجویی قرار گرفت

  • interviewed


    مصاحبه کرد

  • probed


    کاوش شده

  • examined


    مورد بررسی قرار گرفت

  • inquiredUS


    ایالات متحده را درخواست کرد

  • investigated


    فشرده شده است

  • pressed


    پرست

  • prest


    ایالات متحده را مورد بررسی قرار داد

  • scrutinizedUS


    نقاشی شده

  • canvassed


    تعلیمی

  • catechized


    بررسی شد

  • checked


    معاینه متقابل

  • cross-examined


    تفتیش عقاید

  • inquisitioned


    پمپاژ شده است

  • pumped


    متقابل سوال شده

  • cross-questioned


    پرسیده شد

  • enquired of


    احساس کرد

  • felt out


    متوجه شدم فهمیدن پی بردن


  • اصابت

  • hit


    ضربه زدن


  • پرس و جو کرد

  • made inquiries


    سوزن زده

  • needled


    یک سوال به


  • اطلاعات درخواست شده

  • requested information


    اطلاعات درخواستی از

  • requested information of


antonyms - متضاد
  • answered


    جواب داد

  • replied


    پاسخ داد

  • responded


    توضیح داد

  • retorted


    متذکر شد

  • explained


    بازگشت

  • remarked


    گفت

  • returned


    نظر داد

  • said


    به دنبال

  • sayed


    واکنش نشان داد

  • told


    بازخورد داده شد

  • answered back


    به عقب شلیک کرد

  • commented


    برگشت صحبت کرد

  • followed up


    برگشت

  • reacted


    برگشت با

  • feedbacked


    برگشت به


  • متقابل شد

  • talked back


    تصدیق کرد

  • back talked


    سوال را مطرح کرد

  • came back


    در پاسخ گفت

  • came back with


  • got back to


  • reciprocated


  • acknowledged


  • made an answer


  • fielded the question


  • said in response


لغت پیشنهادی

slumped

لغت پیشنهادی

bloodshed

لغت پیشنهادی

foresight