foresight

base info - اطلاعات اولیه

foresight - آینده نگری

noun - اسم

/ˈfɔːrsaɪt/

UK :

/ˈfɔːsaɪt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [foresight] در گوگل
description - توضیح

  • توانایی تصور آنچه ممکن است اتفاق بیفتد و در نظر گرفتن آن هنگام برنامه ریزی برای آینده

  • the ability to judge correctly what is going to happen in the future and plan your actions based on this knowledge


    توانایی قضاوت درست در مورد آنچه در آینده اتفاق می افتد و برنامه ریزی اقدامات خود بر اساس این دانش

  • the ability to judge correctly what is going to happen


    توانایی قضاوت درست در مورد آنچه قرار است اتفاق بیفتد

  • As early as 1196 Henry, a ruler of very considerable foresight, had prepared for the succession.


    در اوایل سال 1196 هنری، حاکمی با آینده نگری بسیار قابل توجه، برای جانشینی آماده شده بود.

  • Cool foresight and a quick mind enabled him to react swiftly in an emergency.


    آینده نگری خوب و ذهن سریع او را قادر می سازد تا در مواقع اضطراری سریع واکنش نشان دهد.

  • If they have the resources and the foresight to cope with demand you won't notice.


    اگر آنها منابع و آینده نگری برای مقابله با تقاضا را داشته باشند، متوجه نخواهید شد.

  • Strategic planning does not promise that decisions will be correct; only that they will be made with foresight.


    برنامه ریزی استراتژیک قول نمی دهد که تصمیمات صحیح باشد. تنها این است که آنها با آینده نگری ساخته می شوند.

  • Patterns get set so why not set them with foresight?


    الگوها تنظیم می شوند، پس چرا آنها را با آینده نگری تنظیم نکنید؟

  • With foresight and planning the drive to your vacation spot can be as enjoyable as your vacation.


    با آینده نگری و برنامه ریزی، رانندگی به سمت محل تعطیلات شما می تواند به اندازه تعطیلات شما لذت بخش باشد.

example - مثال
  • She had had the foresight to prepare herself financially in case of an accident.


    او آینده نگری داشت تا در صورت بروز حادثه، خود را از نظر مالی آماده کند.

  • The government’s policies show a remarkable lack of foresight.


    سیاست های دولت فقدان چشمگیر آینده نگری را نشان می دهد.

  • He had the foresight to bring in the chairs before the rain started.


    او آینده نگری داشت که صندلی ها را قبل از شروع باران بیاورد.

  • The plans showed great foresight.


    طرح ها آینده نگری بزرگی را نشان می داد.

  • She'd had the foresight to sell her apartment just before the housing market collapsed.


    درست قبل از فروپاشی بازار مسکن، او آینده نگری داشت که آپارتمانش را بفروشد.

  • She had the foresight to sell her house just before prices came down.


    او آینده نگری داشت که خانه اش را درست قبل از کاهش قیمت ها بفروشد.

synonyms - مترادف
  • forethought


    پیش اندیشی

  • caution


    احتیاط


  • اهميت دادن

  • prudence


    دانایی

  • circumspection


    مشیت

  • prescience


    دقت

  • providence


    اختیار

  • carefulness


    اطلاع

  • discretion


    طعمه خواری

  • precaution


    هوشیاری


  • روشن بینی

  • canniness


    بینش

  • vigilance


    چشم انداز

  • clairvoyance


    دور اندیشی

  • intuition


    مراقب بودن


  • پیش بینی

  • farsightedness


    آینده نگری

  • watchfulness


    بینش، بصیرت، درون بینی

  • anticipation


    خردورزی

  • foresightedness


    برنامه ریزی


  • تشخیص

  • judiciousness


    ادراک


  • تدارک

  • discernment


    پیش آگاهی


  • پیش فکری


  • توجه

  • foreknowledge


    پیشگویی

  • premeditation


  • attentiveness


  • premonition


  • discreetness


antonyms - متضاد
  • hindsight


    واپس نگری

  • improvidence


    بی خیالی

  • myopia


    myopia

  • shortsightedness


    نزدیک بینی

  • carelessness


    سهل انگاری - بی دقتی

  • imprudence


    بی تدبیری

  • inconsideration


    در نظر گرفتن

  • neglect


    بی توجهی

  • retrospection


    retrospection

  • thoughtlessness


    بی فکری

  • unpreparedness


    عدم آمادگی

  • ignorance


    جهل

  • indiscretion


    بی احتیاطی

  • negligence


    غفلت

  • lack of foresight


    عدم آینده نگری

  • rashness


    عجول بودن

  • foolishness


    حماقت

  • recklessness


    بی پروایی

  • folly


    بی مسئولیتی

  • irresponsibility


    احتیاط

  • incaution


    شجاعت

  • temerity


    توصیه ناپذیر بودن

  • inadvisability


    گستاخی

  • foolhardiness


  • incautiousness


  • heedlessness


  • unwariness


  • brashness


  • disregard


  • inattention


  • stupidity


لغت پیشنهادی

confectionery

لغت پیشنهادی

avowedly

لغت پیشنهادی

crawl