confectionery

base info - اطلاعات اولیه

confectionery - شیرینی پزی

noun - اسم

/kənˈfekʃəneri/

UK :

/kənˈfekʃənəri/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confectionery] در گوگل
description - توضیح
  • sweets, chocolates etc


    شیرینی، شکلات و غیره

  • sweets or chocolate


    شیرینی یا شکلات

  • a place where sweets or chocolate are made or sold


    مکانی که در آن شیرینی یا شکلات درست می شود یا به فروش می رسد

  • Drinks and confectionery giant Cadbury Schweppes jumped 5p to 479p ahead of results out later this week.


    غول نوشیدنی و شیرینی سازی Cadbury Schweppes قبل از اعلام نتایج در اواخر این هفته، 5p جهش کرد و به 479p رسید.

  • He'd started off with one of the bigger confectionery firms in the city.


    او کار خود را با یکی از شرکت های بزرگ شیرینی پزی در شهر شروع کرده بود.

  • Always a crowd at the local confectionery.


    همیشه در قنادی محلی ازدحام جمعیت.

  • A wide range of confectionery and ice-cream is sold from the Riverside Theatre Shop before the show and during the interval.


    طیف گسترده‌ای از شیرینی‌ها و بستنی‌ها از فروشگاه تئاتر ریورساید قبل از نمایش و در طی این فاصله به فروش می‌رسد.

  • There was a kiosk which sold confectionery.


    کیوسکی بود که قنادی می فروخت.

  • But there has been a good deal less successful cross-border brand-building in the confectionery division.


    اما در بخش شیرینی‌سازی، برندسازی برون مرزی موفق کمتری بوده است.

  • The lights went up and a picture of the confectionery kiosk appeared on the screen.


    چراغ ها روشن شد و تصویری از کیوسک شیرینی پزی روی صفحه ظاهر شد.

example - مثال
  • Confectionery is a multimillion-pound business.


    شیرینی سازی یک تجارت چند میلیون پوندی است.

  • The children are not allowed to bring confectionery or crisps into school only fruit.


    بچه ها مجاز به آوردن شیرینی یا چیپس به مدرسه نیستند، فقط میوه.

  • a well-known confectionery brand


    یک برند معروف شیرینی پزی

  • Hand made chocolates and fudge are made daily at the village confectionery.


    شکلات و فاج دست ساز روزانه در قنادی روستا درست می شود.

  • He wants to open a confectionery.


    می خواهد قنادی باز کند.

synonyms - مترادف
  • sweets


    شیرینی ها

  • bakery


    نانوایی

  • bonbons


    بنبون

  • candy


    آب نبات

  • confectioner's


    شیرینی پزی

  • sweeties


    مغازه آبنبات فروشی

  • sweetmeats


    بستنی فروشی

  • candy store


    شیرینی فروشی

  • ice-cream parlor


    آبنبات قندی

  • pastry shop


    دکان فروشی

  • sugar candy


    شیرینی


  • فروشگاه کیک

  • tuck shop


    دسرها

  • confectioner's shop


    پای

  • sweet-shop


    راحتی

  • patisserie


    حفظ می کند

  • cakery


    پودینگ


  • خوبی ها

  • desserts


    دسر

  • confection


    میوه قندی

  • pie


  • comfit


  • pastries


  • preserves


  • pudding


  • goodies


  • dessert



  • pâtisserie


  • bakehouse


  • candied fruit


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

politic

لغت پیشنهادی

hypothesis

لغت پیشنهادی

belittle