confectionery
confectionery - شیرینی پزی
noun - اسم
UK :
US :
sweets, chocolates etc
شیرینی، شکلات و غیره
شیرینی یا شکلات
مکانی که در آن شیرینی یا شکلات درست می شود یا به فروش می رسد
Drinks and confectionery giant Cadbury Schweppes jumped 5p to 479p ahead of results out later this week.
غول نوشیدنی و شیرینی سازی Cadbury Schweppes قبل از اعلام نتایج در اواخر این هفته، 5p جهش کرد و به 479p رسید.
او کار خود را با یکی از شرکت های بزرگ شیرینی پزی در شهر شروع کرده بود.
همیشه در قنادی محلی ازدحام جمعیت.
A wide range of confectionery and ice-cream is sold from the Riverside Theatre Shop before the show and during the interval.
طیف گستردهای از شیرینیها و بستنیها از فروشگاه تئاتر ریورساید قبل از نمایش و در طی این فاصله به فروش میرسد.
کیوسکی بود که قنادی می فروخت.
But there has been a good deal less successful cross-border brand-building in the confectionery division.
اما در بخش شیرینیسازی، برندسازی برون مرزی موفق کمتری بوده است.
چراغ ها روشن شد و تصویری از کیوسک شیرینی پزی روی صفحه ظاهر شد.
Confectionery is a multimillion-pound business.
شیرینی سازی یک تجارت چند میلیون پوندی است.
بچه ها مجاز به آوردن شیرینی یا چیپس به مدرسه نیستند، فقط میوه.
یک برند معروف شیرینی پزی
شکلات و فاج دست ساز روزانه در قنادی روستا درست می شود.
می خواهد قنادی باز کند.
sweets
شیرینی ها
bakery
نانوایی
bonbons
بنبون
candy
آب نبات
confectioner's
شیرینی پزی
sweeties
مغازه آبنبات فروشی
sweetmeats
بستنی فروشی
candy store
شیرینی فروشی
ice-cream parlor
آبنبات قندی
pastry shop
دکان فروشی
sugar candy
شیرینی
فروشگاه کیک
tuck shop
دسرها
confectioner's shop
پای
sweet-shop
راحتی
patisserie
حفظ می کند
cakery
پودینگ
خوبی ها
desserts
دسر
confection
میوه قندی
comfit
pastries
preserves
pudding
goodies
dessert
pâtisserie
bakehouse
candied fruit