selected

base info - اطلاعات اولیه

selected - انتخاب شد

N/A - N/A

səˈlekt

UK :

sɪˈlekt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [selected] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • There was a choice of four prizes, and the winner could select one of them.


    چهار جایزه انتخاب می شد و برنده می توانست یکی از آنها را انتخاب کند.

  • A mouse is a device which makes it easier to select different options from computer menus.


    ماوس وسیله‌ای است که انتخاب گزینه‌های مختلف را از منوی رایانه آسان‌تر می‌کند.

  • How do you select people for promotion?


    چگونه افراد را برای ارتقاء انتخاب می کنید؟

  • He was selected to play for Australia at the age of only 18.


    او در سن 18 سالگی برای بازی در استرالیا انتخاب شد.

synonyms - مترادف

  • انتخاب کنید

  • elected


    انتخاب شده است

  • designated


    تعیین شده است

  • nominated


    نامزد شد


  • مسلم - قطعی

  • chosen


    chosen


  • برگزیدن


  • خاص

  • preferred


    ارجح

  • favoredUS


    مورد علاقه ایالات متحده

  • favouredUK


    مورد علاقه انگلستان

  • handpicked


    دستچین شده


  • انتخاب

  • culled


    معدوم شد

  • favoriteUS


    تحت عنوان

  • favouriteUK


    انتخاب کرد

  • named


    ارجح است

  • picked


    منصوب

  • preferable


    انحصاری

  • appointed


    محبوب

  • exclusive


    ترجیحی


  • علف های هرز

  • preferential


    تایید شده

  • weeded


    سرباز وظیفه

  • approved


    جدول بندی شده

  • conscripted


    گیلاس چیده شده

  • tabbed


    خط اول

  • hand-picked


    با دقت انتخاب شده است

  • cherry-picked


  • first-line


  • carefully chosen


antonyms - متضاد
  • disfavored


    نارضایتی

  • unpopular


    نامحبوب

  • inferior


    پست تر

  • substandard


    غیر استاندارد

  • run-of-the-mill


    اجرا شده از آسیاب

  • second-rate


    درجه دوم


  • معمولی


  • ارزان

  • unremarkable


    غیر قابل توجه

  • mediocre


    متوسط

  • indifferent


    بي تفاوت

  • shoddy


    بی کیفیت


  • کمترین


  • فقیر


  • باز کن

لغت پیشنهادی

abreast

لغت پیشنهادی

retaliation

لغت پیشنهادی

blooded