airplay

base info - اطلاعات اولیه

airplay - پخش

noun - اسم

/ˈerpleɪ/

UK :

/ˈeəpleɪ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [airplay] در گوگل
description - توضیح
  • the number of times that a particular song is played on the radio


    تعداد دفعاتی که یک آهنگ خاص از رادیو پخش می شود

  • (the amount of) broadcasting time that someone or something such as a piece of recorded music has on the radio


    (مقدار) زمان پخشی که کسی یا چیزی، مانند یک قطعه موسیقی ضبط شده، در رادیو دارد

  • Woods supported Motown with ample airplay and was rewarded with the exclusive rights to promote the Revue when it reached Philadelphia.


    وودز با پخش هوایی فراوان از موتاون حمایت کرد و هنگامی که به فیلادلفیا رسید، حقوق انحصاری تبلیغ Revue را دریافت کرد.

  • It got a lot of airplay from John Peel, and was written up extensively by the music press.


    پخش‌های زیادی از جان پیل دریافت کرد و به طور گسترده توسط مطبوعات موسیقی نوشته شد.

  • Free previews so be from that get radio airplay and are eager for exposure but no rule.


    پیش‌نمایش‌های رایگان، پس از آن پخش رادیویی دریافت کنید و مشتاق قرار گرفتن در معرض قرار بگیرید، اما هیچ قانونی.

  • They make remakes of old songs that had radio airplay, and were Top 10 on the charts.


    آن‌ها آهنگ‌های قدیمی‌ای را بازسازی می‌کنند که پخش رادیویی داشتند و 10 آهنگ برتر جدول بودند.

example - مثال
  • The band is starting to get a lot of airplay.


    گروه شروع به پخش زیادی کرده است.

  • Unless a song gets lots of airplay, it won't sell in the shops.


    تا زمانی که آهنگی زیاد پخش نشود، در مغازه ها فروش نخواهد رفت.

synonyms - مترادف
  • airtime


    زمان پخش

  • broadcast


    پخش


  • قرار گرفتن در معرض بیماری

  • plugging


    وصل کردن

  • promotion


    ترویج

  • publicity


    تبلیغات

  • playing time


    زمان بازی

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

baptism

لغت پیشنهادی

coopers

لغت پیشنهادی

arbitrarily