beneficially

base info - اطلاعات اولیه

beneficially - سودمند

adverb - قید

/ˌbenɪˈfɪʃəli/

UK :

/ˌbenɪˈfɪʃəli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [beneficially] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Research has shown that including nutrition information on restaurant menus can beneficially influence what diners choose to eat.


    تحقیقات نشان داده است که گنجاندن اطلاعات تغذیه ای در منوی رستوران ها می تواند تأثیر مفیدی بر انتخاب غذا برای خوردن داشته باشد.

  • The school administration debated whether an extra free period would be used beneficially or if students would only use it to waste time.


    مدیریت مدرسه بحث کرد که آیا از یک دوره رایگان اضافی استفاده مفیدی می شود یا اینکه دانش آموزان فقط برای اتلاف وقت از آن استفاده می کنند.

synonyms - مترادف

  • درست


  • خوب

  • favourablyUK


    مطلوب انگلستان

  • advantageously


    به نفع

  • fortunately


    خوشبختانه

  • happily


    با خوشحالی

  • luckily


    سودآور

  • profitably


    به صورت مشروط

  • providentially


    به راحتی

  • conveniently


    به طور مناسب

  • opportunely


    با صرفه

  • advantageous


    مطلوب ایالات متحده

  • favorablyUS


    به ویژه

  • notably


    قابل توجه

  • remarkably


    برای بهترین


  • برای بهتر


  • به رضایت شخص


  • مفید


  • به طور موثر

  • usefully


    مولد


  • به مصلحت

  • productively


    با رونق

  • expediently


    به خوبی

  • prosperously


    مناسب

  • auspiciously


    کمک کننده

  • appropriately


    به صورت سازنده

  • suitably


    به صورت پاداشی

  • propitiously


  • helpfully


  • constructively


  • remuneratively


antonyms - متضاد
  • unfavorablyUS


    به طور نامطلوب ایالات متحده

  • unfavourablyUK


    به طور نامطلوب انگلستان

  • negatively


    منفی

  • adversely


    بد


  • ضعیف

  • poorly


    ناخوشایند

  • untowardly


    برای بدتر شدن

  • for the worse


    به طور مضر

  • detrimentally


    به طور مخرب

  • disadvantageously


    به طرز دردناکی

  • damagingly


    به طور ناسازگاری

  • harmfully


    غیر دوستانه

  • hurtfully


    خطرناک

  • disagreeably


    بدون سود

  • destructively


    به طرز زیان آور

  • unfriendlily


    به شدت

  • dangerously


    به طور نامناسب

  • unprofitably


    قابل اعتراض

  • deleteriously


    به طرز تهدیدآمیزی

  • direly


    فلج کننده

  • injuriously


    متاسفانه

  • inexpediently


    فاجعه بار

  • objectionably


    با تعصب

  • menacingly


    دردسرساز

  • cripplingly


    غیر مفید


  • disastrously


  • prejudicially


  • troublesomely


  • unhelpfully


  • inopportunely


لغت پیشنهادی

elasticity

لغت پیشنهادی

daylong

لغت پیشنهادی

molly