backfired
backfired - نتیجه معکوس داد
N/A - N/A
UK :
US :
ماضی ساده و ماضی از نتیجه معکوس
(از یک طرح) تا نتیجه ای برعکس آنچه مدنظر شماست داشته باشید
(از یک موتور) برای ایجاد صدای بلند در نتیجه سوختن خیلی زود
boomeranged
بومرنگ زده
failed
ناموفق
rebounded
برگشت
rebound
سقط شده
miscarried
تاسیس کرد
foundered
شکست خورد
flopped
اشتباه شلیک شده
misfired
واکنش منفی نشان داد
backlashed
بمباران شد
bombed
برگرد
came back
ناامید شده
صاف افتاد
disappointed
صاف افتاده
fell flat
سقوط کرد
fallen flat
افتاده از طریق
fell through
اشتباه رفت
fallen through
پس زد
went wrong
کمانه شده
gone wrong
شکم بالا رفت
recoiled
شکم رفته
ricocheted
اضافه شد
ricochetted
جهیدن به عقب
went belly-up
اثر نامطلوبی داشت
gone belly-up
عواقب ناخوشایندی داشت
redounded on
با فاجعه مواجه شد
bounced back
به عقب برگشت
had an adverse effect
had unwelcome repercussions for
sprang back
sprung back
accomplished
انجام شده است
achieved
به دست آورد
succeeded
موفق شد
