baksheesh

base info - اطلاعات اولیه

baksheesh - باکشیش

noun - اسم

/ˌbækˈʃiːʃ/

UK :

/ˌbækˈʃiːʃ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [baksheesh] در گوگل
description - توضیح

  • پولی که مردم خاورمیانه به افراد فقیر، به کسی که به آنها کمک کرده یا به عنوان رشوه می دهند

  • (especially in some Asian countries) a small amount of money or a present that is given to someone as a bribe, to persuade them to do something sometimes something dishonest


    (به ویژه در برخی از کشورهای آسیایی) مقدار کمی پول یا هدیه ای که به عنوان رشوه به کسی داده می شود تا او را به انجام کاری ترغیب کند، گاهی اوقات کاری غیر صادقانه.

  • However the company's far greater resources of baksheesh soon restored them to liberty.


    با این حال، منابع بسیار بزرگتر شرکت بکشیش به زودی آنها را به آزادی بازگرداند.

  • If this makes you uneasy, think about distributing a little preemptive baksheesh as a goodwill gesture.


    اگر این باعث ناراحتی شما می شود، به توزیع کمی باکشیش پیشگیرانه به عنوان یک حرکت حسن نیت فکر کنید.

  • All the paperwork seemed correct except that most important paperwork of all - the baksheesh.


    تمام کاغذبازی‌ها درست به نظر می‌رسیدند، به جز آن کاغذبازی مهم‌تر از همه - بکشیش.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • backhander


    عقب نشینی

  • bribe


    رشوه دادن

  • bung


    بانگ


  • هدیه

  • handout


    جزوه

  • kickback


    رجعت

  • tip


    نکته

  • token


    نشانه

  • grease payment


    پرداخت گریس

  • lubrication payment


    پرداخت روغن کاری

  • donation


    اهدا


  • مشارکت

  • offering


    ارائه

  • bonus


    جایزه

  • benefaction


    احسان

  • donative


    اهدایی

  • gratuity


    پاداش

  • bounty


    فضل

  • pourboire


    pourboire

  • alms


    صدقه

  • grease money


    پول را چرب کن

  • perquisite


    مقتضی

  • perk


    امتیاز


  • خیریه

  • endowment


    وقف

  • lagniappe


    لگنیاپ

  • sweetener


    شیرین کننده

  • largesse


    بزرگی

  • subsidy


    یارانه


  • حاضر


  • اعطا کردن

antonyms - متضاد

  • هیچ چی

  • nada


    نادا

  • naught


    هیچ

  • nil


    صفر

  • nix


    nix

  • nought


    حالا

  • nowt


    خالی

  • null


    زیلچ

  • zero


    زیپ

  • zilch


    zippo

  • zip


    ضرر - زیان

  • zippo



لغت پیشنهادی

independence

لغت پیشنهادی

broch

لغت پیشنهادی

member