bandanna

base info - اطلاعات اولیه

bandanna - باندانا

N/A - N/A

bænˈdæn.ə

UK :

bænˈdæn.ə

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [bandanna] در گوگل
description - توضیح
  • a large brightly coloured piece of cloth that you wear around your head or neck


    یک تکه پارچه رنگی بزرگ که دور سر یا گردن خود می پوشید

  • a brightly colored piece of cloth that is worn around the neck or head


    یک تکه پارچه با رنگ روشن که به دور گردن یا سر بسته می شود

  • a large colored handkerchief that is worn around your neck or head


    یک دستمال رنگی بزرگ که دور گردن یا سر شما بسته می شود

  • At this party each guest was given a bandanna version of the flag of Texas.


    در این مهمانی به هر مهمان یک نسخه باندانا از پرچم تگزاس داده شد.

  • First of all he wears a bandanna because it tames his naturally curly hair.


    اول از همه، او باندانا می پوشد زیرا موهای مجعد طبیعی او را رام می کند.

  • He got them for her along with a black bandanna for Emilio.


    او آنها را به همراه یک بند سیاه برای امیلیو برای او گرفت.

  • She walked over to a tall woman whose hair was tied with a colorful bandanna.


    او به سمت زنی قد بلند رفت که موهایش را با بند رنگارنگ بسته بود.

  • A woman in a red bandanna was wiping tables.


    زنی با بند قرمز در حال پاک کردن میزها بود.

  • Marge sat down on the window seat and tucked her hair into the bandanna.


    مارج روی صندلی پنجره نشست و موهایش را داخل بند انداخت.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • mantilla


    مانتیلا

  • babushka


    بابوشکا

  • madras


    مدرس

  • handkerchief


    دستمال

  • kerchief


    روسری

  • headscarf


    ستاد مرکزی

  • headsquare


    دستمال گردن

  • scarf


    ابریشم

  • neckerchief


    راگ

  • silk


    روسری رنگارنگ

  • do-rag


    باندانا

  • colorful scarf


    کراوات

  • head scarf


    شال

  • bandana


    باند

  • cravat


    حجاب

  • tie


    صدا خفه کن

  • shawl


    دزدید


  • تسلی دهنده

  • veil


    بسته بندی کردن

  • necktie


    تیپ

  • muffler


    rebozo

  • stole


    مربع

  • comforter


    بوآ


  • کاغذ بسته بندی

  • tippet


    لباس گردن

  • rebozo



  • boa


  • ascot


  • wrapping


  • neckwear


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

bugbear

لغت پیشنهادی

commence

لغت پیشنهادی

presto