belle

base info - اطلاعات اولیه

belle - خوشگل

noun - اسم

/bel/

UK :

/bel/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [belle] در گوگل
description - توضیح

  • یک دختر یا زن زیبا

  • a beautiful and attractive woman or one who is beautifully dressed


    یک زن زیبا و جذاب یا زنی که لباس زیبایی به تن دارد

  • Her streaky blonde hair and skimpy bikini were those of a nineteen-year-old beach belle.


    موهای بلوند رگه‌دار و بیکینی کم پشت او متعلق به یک دختر زیبای ساحلی نوزده ساله بود.

  • a Southern belle


    یک خوشگل جنوبی

  • Sarah Stewart is a real Southern belle from Jackson, Mississippi, with long blonde hair and a magnolia drawl.


    سارا استوارت یک دختر خوشگل جنوبی واقعی از جکسون، می سی سی پی است، با موهای بلند بلوند و ماگنولیا.

  • Among the belles in that house Susan went relatively unnoticed, and could escape the dancing when she chose.


    سوزان در میان خوشگل‌های آن خانه نسبتاً بی‌توجه بود و وقتی انتخاب می‌کرد می‌توانست از رقص فرار کند.

example - مثال
synonyms - مترادف

  • زیبایی

  • looker


    نگاه کننده

  • goddess


    الهه

  • stunner


    خیره کننده

  • knockout


    ناک اوت


  • چشم انداز


  • دوست داشتني

  • Venus


    سیاره زهره

  • cracker


    ترقه


  • عسل

  • eyeful


    چشمی

  • smasher


    خرد کن


  • تصویر


  • ظرف

  • peach


    هلو


  • رویا

  • sensation


    احساس

  • enchantress


    افسونگر

  • charmer


    ملکه

  • queen


    بمب

  • bombshell


    اغواگر

  • seductress


    آژیر

  • siren


    خوش قیافه

  • good-looker


    زن زیبا


  • نگاه خوب

  • good looker


    بابی خیره کننده

  • bobby-dazzler


    پین آپ

  • pin-up


    کمی از همه درست است


  • بینایی برای چشم درد

  • sight for sore eyes


    عیار

  • cutie


antonyms - متضاد
  • actuality


    واقعی بودن

  • dog


    سگ

  • eyesore


    چیز بدنما


  • حقیقت


  • واقعیت


  • ضرر - زیان

  • dud


    احمق

لغت پیشنهادی

aspirated

لغت پیشنهادی

dismissal

لغت پیشنهادی

fetched