biplane

base info - اطلاعات اولیه

biplane - هواپیمای دوباله

noun - اسم

/ˈbaɪpleɪn/

UK :

/ˈbaɪpleɪn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [biplane] در گوگل
description - توضیح
  • a type of aircraft with two sets of wings, especially one built in the early 20th century


    نوعی هواپیما با دو مجموعه بال، به خصوص یکی از آنها که در اوایل قرن بیستم ساخته شده است


  • یک نوع قدیمی از هواپیما با دو مجموعه بال، یکی بالای دیگری

  • During 1909-1910, Charles Fletcher, Works manager designed and built a monoplane and a biplane.


    در طول سالهای 1909-1910، چارلز فلچر، مدیر کار، یک هواپیمای تک هواپیما و یک هواپیمای دوباله را طراحی و ساخت.

  • I remember a faded photo of my Grandma Nell as a young woman taking to the air in an open-cockpit biplane.


    عکسی محو شده از مادربزرگم نل را در دوران جوانی به یاد می‌آورم که با هواپیمای دوباله در کابین خلبان به هوا می‌رفت.

  • I remembered the old photo of Grandma Nell holding my five-year-old dad in that open-cockpit biplane.


    یاد عکس قدیمی مادربزرگ نل افتادم که بابای پنج ساله ام را در آن هواپیمای دوباله خلبان باز در آغوش گرفته بود.

  • As I have said, the general structure of these aeroplanes was quite different from the old fabric biplanes.


    همانطور که گفتم ساختار کلی این هواپیماها با هواپیماهای دوباله پارچه ای قدیمی کاملا متفاوت بود.

  • Breath-taking flight simulation puts you at the joystick from biplane to helicopter.


    شبیه‌سازی پرواز نفس‌گیر شما را در جوی استیک از هواپیمای دوباله تا هلیکوپتر قرار می‌دهد.

  • Mounted atop the upswept rear of the hull was a large biplane tail unit with triple fins and rudders.


    در بالای قسمت عقبی بدنه، یک واحد دم دوباله بزرگ با باله ها و سکان های سه گانه نصب شده بود.

  • The biplane spun around horizontally, perhaps after being blown by a gust of wind.


    هواپیمای دوباله به صورت افقی چرخید، شاید پس از وزش باد.

example - مثال
synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

gospel

لغت پیشنهادی

increase

لغت پیشنهادی

quantifying