blueberry

base info - اطلاعات اولیه

blueberry - زغال اخته

noun - اسم

/ˈbluːberi/

UK :

/ˈbluːbəri/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [blueberry] در گوگل
description - توضیح

  • یک میوه کوچک آبی رنگ یا گیاهی که روی آن رشد می کند

  • the dark blue fruit of a bush that is grown in North America, similar to a bilberry


    میوه آبی تیره یک بوته که در آمریکای شمالی رشد می کند، شبیه به زغال اخته

  • the dark blue fruit of a common North American bush


    میوه آبی تیره یک بوته معمولی آمریکای شمالی

  • Or is blueberries, basically what we did was we used blueberry, sugar and um, pectin.


    یا زغال اخته، اساساً کاری که ما انجام دادیم این بود که از زغال اخته، شکر و پکتین استفاده کردیم.

  • Planted more blueberries and also asparagus.


    زغال اخته بیشتر و همچنین مارچوبه کاشته شد.

  • Add strawberries, raspberries and grapes, blackcurrants or blueberries.


    توت فرنگی، تمشک و انگور، انگور سیاه یا زغال اخته را اضافه کنید.

  • Combine all the wet ingredients except the blueberries, which should be added at the end and mix into the dry.


    تمام مواد خیس را به جز زغال اخته که باید در آخر اضافه شود با هم مخلوط کرده و در حالت خشک مخلوط کنید.

  • As for the blueberries ready-sweetened to eat the birds get all that remain before the end of August.


    در مورد زغال اخته های آماده برای خوردن، پرندگان تمام آنچه را که باقی مانده تا پایان ماه اوت دریافت می کنند.

  • I take us up a secret path behind the school lined with high bushes dripping with blueberries.


    ما را از یک مسیر مخفی در پشت مدرسه بالا می برم که در آن بوته های مرتفعی که زغال اخته می چکیدند.

example - مثال
  • blueberry pie


    پای زغال اخته

synonyms - مترادف
  • berry


    توت


  • میوه


  • جزء

  • antioxidant


    آنتی اکسیدان

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

operator

لغت پیشنهادی

browser

لغت پیشنهادی

career