brewery

base info - اطلاعات اولیه

brewery - آبجوسازی

noun - اسم

/ˈbruːəri/

UK :

/ˈbruːəri/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [brewery] در گوگل
description - توضیح
  • a place where beer is made, or a company that makes beer


    مکانی که در آن آبجو درست می شود، یا شرکتی که آبجو تولید می کند

  • a company that makes and sells beer or a factory where beer is made


    شرکتی که آبجو می سازد و می فروشد، یا کارخانه ای که در آن آبجو تولید می شود

  • a company that makes beer or a place where beer is made


    شرکتی که آبجو تولید می کند یا مکانی که در آن آبجو درست می شود

  • a company that makes beer or a place where beer is made


    همچنین 200 کارخانه آبجوسازی وجود داشت.

  • There also were 200 beer breweries.


    هوا با بوی تند آبجوسازی کوچک ریدر، تنها سایت صنعتی قابل مشاهده بود.

  • The air was scented by the hoppy smell of the small Ridder beer brewery, the only industrial site in view.


    بوی بیرون از کارخانه آبجوسازی بر روی شهر آویزان بود و مانند یک بالش گرم خفه می شد و نفس کشیدن را دشوار می کرد.

  • Outside the smell from the brewery hung over the town stifling as a warm pillow, making it difficult to breathe.


    همچنین در صورت خرابی در جای دیگری در کارخانه آبجوسازی به عنوان آماده به کار عمل می کند.

  • It also acts as a standby in case of breakdown elsewhere in the brewery.


    نیروی آب به طرق مختلف در سراسر کارخانه آبجوسازی مورد استفاده قرار می گیرد، از جمله پمپاژ آبجو به مخازن مختلف.

  • Water power is put to use in various ways throughout the brewery, including the pumping of beer to different tanks.


    وارد شدم و دنبال هوبرت رفتیم و به آبجوسازی رسیدیم، جایی که جک هزینه آبجو را پرداخت کرد و آن را بارگیری کرد.

  • I got in and we followed Hubert to the brewery, where Jack paid for the beer and saw it loaded.


    او شاگرد برق در کارخانه آبجوسازی Watneys در مورتلیک بود.

  • He was an apprentice electrician at Watneys brewery in Mortlake.


example - مثال
  • In 2009 Carlsberg was among the largest brewery groups in the world employing around 45,000 people.


    در سال 2009، کارلسبرگ یکی از بزرگترین گروه های آبجوسازی در جهان بود که حدود 45000 نفر را استخدام می کرد.

synonyms - مترادف

  • کارخانه آبجو

  • brewer


    آبجوساز

  • microbrewery


    میکرو آبجوسازی

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

totalitarianism

لغت پیشنهادی

appear

لغت پیشنهادی

unified