word - لغت

burger || برگر

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbɜː.ɡər

UK :

ˈbɝː.ɡɚ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [burger] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [burger] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [burger] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [burger] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [burger] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • گوشت چرخ كرده

  • mince


    گوشت چرخ کرده

  • minced beef


    گوشت گاو چرخ شده

  • minced meat


    گوشت چرخکرده

  • mincemeat


    گوشت چرخ کرده

  • beef mince


    گوشت چرخ کرده

  • chopped beef


    گوشت گاو خرد شده

  • chopped steak


    استیک خرد شده


  • گرد زمین

  • ground sirloin


    گچبری آسیاب شده

  • hamburger


    همبرگر

  • hamburger patty


    پتی همبرگر

  • hamburger sandwich


    ساندویچ همبرگر

  • hamburger steak


    استیک همبرگر

  • mince steak


    استیک چرخ کرده

antonyms - متضاد