granddaughter
base info - اطلاعات اولیه
granddaughter - نوه
noun - اسم
/ˈɡrændɔːtər/
UK :
/ˈɡrændɔːtə(r)/
US :
family - خانواده
google image
description
-
توضیح
دختر پسر یا دختر شما
دختر پسر یا دختر یک شخص
در اواخر دسامبر، جین چیور اولین نوه خود را که دو هفته داشت، برای ملاقات آورد.
این با فکر کردن او در مورد خرید یک روسری صورتی به پایان می رسد زیرا نوه اش رنگ صورتی را دوست دارد.
او به نوه اش علاقه داشت و برای او شنل قرمزی درست کرده بود.
حتی یک التماس نوه شش ساله اش برای رها کردن بابای بزرگ نتوانست او را آزاد کند.
فرض کنید سارا پین دختر، خواهرزاده یا نوه شماست.
من دختر یک کشاورز ثروتمند و نوه ثروتمندترین زن شهرستان بودم.
تو نوه او هستی - معشوقه.
این بازیگر 60 ساله دو نوه به نام های رز 5 ساله و کیم سه ساله از دخترش الی دارد.
example
-
مثال
synonyms
-
مترادف
grandgirl
دختر بزرگ
antonyms
-
متضاد
بابا بزرگ
مادر بزرگ
grandson
نوه پسر