jointly

base info - اطلاعات اولیه

jointly - به طور مشترک

adverb - قید

/ˈdʒɔɪntli/

UK :

/ˈdʒɔɪntli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [jointly] در گوگل
description - توضیح
  • in a way that belongs to or is shared between two or more people


    به نحوی که متعلق به دو یا چند نفر است یا بین آنها مشترک است

  • done by or involving two or more people or organizations


    توسط دو یا چند نفر یا سازمان انجام می شود یا شامل آن می شود

example - مثال
  • The event was organized jointly by students and staff.


    این مراسم به طور مشترک توسط دانشجویان و کارکنان برگزار شد.

  • The Channel Tunnel was jointly funded by the French and British.


    تونل مانش به طور مشترک توسط فرانسوی ها و بریتانیایی ها تامین مالی شد.

  • The tenants are all jointly responsible for the rent.


    مستاجرین همه مشترکاً مسئول اجاره هستند.

  • The training centre is jointly funded by the government and local industries.


    این مرکز آموزشی به طور مشترک توسط دولت و صنایع محلی تامین می شود.

synonyms - مترادف

  • با یکدیگر

  • mutually


    متقابلا

  • collectively


    به صورت جمعی

  • in conjunction


    در پیوند


  • در لیگ


  • در مشارکت


  • به عنوان یکی

  • concertedly


    به طور هماهنگ

  • conjointly


    به طور همزمان

  • cooperatively


    به صورت تعاونی


  • در کنسرت

  • unitedly


    به صورت متحد

  • accordingly


    بر این اساس

  • agreeably


    موافق

  • alike


    یکسان

  • coincidentally


    تصادفا

  • combined


    ترکیب شده

  • companionably


    همراهی

  • concomitantly


    همزمان

  • concurrently


    متصل است

  • connectedly


    مشترک

  • harmoniously


    جدایی ناپذیر


  • از نزدیک

  • inextricably


    متقابل

  • inseparably


    به طور مشابه

  • intimately


    به صورت همزمان

  • reciprocally


    در همکاری


  • simultaneously


  • synchronically


  • in collaboration


antonyms - متضاد
  • singly


    به تنهایی

  • individually


    به طور جداگانه

  • separately


    بصورت جداگانه


  • جدا از هم

  • independently


    به طور مستقل

  • severally


    به ترتیب

  • single-handed


    تک دست

  • single-handedly


    صرفا

  • solely


    بدون کمک

  • unaided


    به صورت یک طرفه

  • unassisted


    تنها

  • unilaterally


    انفرادی


  • بصورت خودگردان

  • solo


    به صورت انفرادی

  • autonomously


    بدون همراه

  • solitarily


    توسط خودتان


  • توسط خود

  • unaccompanied


    همه تنها


  • زیر بخار خودت

  • by oneself


    در حالت انفرادی


  • با تلاش خودت


  • از خفاش خودت


  • به عنوان رئیس خود

  • under your own steam


    توسط یک نفر تنها

  • in a solitary state


    در تنهایی

  • by your own efforts


    روی جک

  • off your own bat


  • as one's own boss


  • by one's lonesome


  • on one's lonesome


  • on one's jack


لغت پیشنهادی

brazilians

لغت پیشنهادی

prepped

لغت پیشنهادی

anesthetic