negligently
negligently - سهل انگاری
adverb - قید
UK :
US :
in a way that is not careful enough or does not give enough attention to people or things that are your responsibility
به گونه ای که به اندازه کافی مراقب نیست، یا به افراد یا چیزهایی که مسئولیت شماست توجه کافی نمی کند
in a way that does not show enough attention or care for something or someone that you are responsible for
به نحوی که به چیزی یا شخصی که شما مسئول آن هستید توجه یا مراقبت کافی نشان نمی دهد
متهم با سهل انگاری رانندگی کرد و به تیر چراغ برق برخورد کرد.
با سهل انگاری به دیوار تکیه داده بود.
Professionals do occasionally act negligently.
حرفه ای ها گاهی اوقات با سهل انگاری رفتار می کنند.
او متهم شد که از روی سهل انگاری باعث مرگ او شده است.
در این دادخواست آمده است که متهمان سهل انگاری کرده اند.
inadequately
به طور ناکافی
poorly
ضعیف
carelessly
بدون توجه
بد
indifferently
بی تفاوت
sloppily
شلخته
irresponsibly
غیر مسئولانه
thoughtlessly
بی فکر
neglectfully
از روی غفلت
inattentively
بی توجه
incautiously
بی احتیاط
nonchalantly
بی تعارف
rashly
عجولانه
haphazardly
به طور تصادفی
heedlessly
بدون فکر
unthinkingly
بدون نگرانی
unmindfully
بی پروا
unconcernedly
ناخواسته
recklessly
بدون مراقبت
inadvertently
در لحظه ای بدون محافظت
unguardedly
سست
بی خیال
slackly
با بی اعتنایی
remissly
به طور متخلفانه
disregardfully
به طرز لغزشی
laxly
بدون توجه به
delinquently
به طور اتفاقی
slipshodly
تنبلی
regardlessly
casually
lazily
خوب
satisfactorily
رضایت بخش
acceptably
قابل قبول
adequately
به اندازه کافی
به خوبی
nicely
خوش طعم
palatably
توانا
ably
شایستگی
competently
قابل عبور
passably
شایسته
decently
اعتباری
creditably
قابل خدمات رسانی
sufficiently
مناسب
serviceably
قابل تحمل
suitably
قانع کننده
tolerably
باشه
convincingly
به درستی
بسيار خوب
به طور متوسط
alright
محترمانه
middlingly
نه خوب نه بد
respectably
خیلی خوب
so-so
