screenwriter

base info - اطلاعات اولیه

screenwriter - فیلمنامه نویس

noun - اسم

/ˈskriːnraɪtər/

UK :

/ˈskriːnraɪtə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [screenwriter] در گوگل
description - توضیح
  • someone who writes plays for film or television


    کسی که برای فیلم یا تلویزیون نمایشنامه می نویسد


  • کسی که داستان یک فیلم را می نویسد


  • در عوض او برای کار برای Famous Players-Lasky، ابتدا به عنوان نویسنده زیرنویس و سپس به عنوان فیلمنامه نویس رفت.

  • Instead he went to work for Famous Players-Lasky, first as a subtitle writer and then as a screenwriter.


    او همچنین از سوی فیلمنامه نویسی که آثارش را نادیده گرفته تهدید به مرگ می کند.

  • He is also receiving death threats from a screenwriter whose work he has snubbed.


    کارگردان و فیلمنامه نویس بسیاری از اتفاقات و چهره های داستان دره اوونز را مورد استناد قرار می دهند.

  • Director and screenwriter invoke many of the incidents and figures from the Owens Valley story.


    تماس های تلفنی فیلمنامه نویسان، کارگردانان و تهیه کنندگان به زودی اعضای خانواده را غرق کرد.

  • Phone calls from screenwriters, directors and producers soon inundated family members.


    چندلر چندین سال به عنوان فیلمنامه نویس هالیوود کار کرد و قبل از موفقیت کتاب هایش به او امنیت مالی داد.

  • Chandler worked for several years as a Hollywood screenwriter, giving him financial security before his books became successful.


    اکثر فیلمنامه نویسان اخراج شدند و نیمی از کارکنان تولید اخراج شدند.

  • The majority of screenwriters were dismissed and half the production staff sacked.


example - مثال
  • an Oscar-winning screenwriter


    فیلمنامه نویس برنده اسکار

synonyms - مترادف
  • scriptwriter


    نمایشنامه نویس

  • playwright


    اسکریپت نویس

  • scripter


    نویسنده


  • دراماتورژ


  • تراژدی

  • dramatist


    سناریست

  • dramaturge


    کاتب

  • tragedian


    کمدین

  • dramaturgist


    رمان نویس

  • scenarist


    خط نویس

  • scribe


    آدم قلم

  • comedist


    مدرس

  • novelist


    مقاله نویس

  • scribbler


    واژه ساز

  • penman


    ارواح نویس

  • scrivener


    لیبرتیست

  • essayist


    شاعر

  • wordsmith


    زندگی نامه نویس

  • ghostwriter


    مداخله گر

  • litterateur


    مرد ادیب

  • librettist


    فشار دهنده قلم


  • زن نامه نگار

  • biographer


    هک کردن

  • penpusher


    مقالهنویس

  • man of letters


    رشته

  • pen-pusher


    منتقد

  • woman of letters


  • hack


  • columnist


  • stringer



antonyms - متضاد
  • nonauthor


    غیر نویسنده


  • خواننده

لغت پیشنهادی

futures

لغت پیشنهادی

publication

لغت پیشنهادی

else