poet
poet - شاعر
noun - اسم
UK :
US :
کسی که شعر می گوید
شخصی که شعر می سراید
بعداً یک شاعر با روح واقعی، اما اکنون با ورزش جمعه، اینجا تیم است.
The dreams of nineteenth-century poets polluted the psychic atmosphere of the great boroughs and suburbs of New York.
رویاهای شاعران قرن نوزدهم فضای روانی مناطق بزرگ و حومه نیویورک را آلوده کرد.
استفاده از این نام در واقع معیاری برای شاعران زن بود.
It is a chapter commenting on the differences between recent poets and poets of the fifteenth and sixteenth centuries.
فصلی است درباره تفاوتهای شاعران اخیر و شاعران قرن پانزدهم و شانزدهم.
With his teachers he salvaged from oblivion many of the Swahili poets, notably the Mombasa poet Bwana Muyaka.
او با معلمانش بسیاری از شاعران سواحیلی، به ویژه شاعر مومباسا، بوانا مویاکا را از فراموشی نجات داد.
فرانسیس رز شاعر در سال 1855 از چگونگی دمیدن شاه آلفرد نوشت ... سنگ ضربه او.
او آنقدر بزرگ است که ما شاعرانی که بعد از آن آمدیم مجبوریم او را روی پشت خود حمل کنیم.
an internationally renowned poet
یک شاعر مشهور بین المللی
شاعران رمانتیک
a performance poet (= who performs poems to an audience)
شاعر پرفورمنس (= که شعرهایی را برای حضار اجرا می کند)
این سواحل رودخانه ها برای قرن ها الهام بخش شاعران بوده است.
the foremost poet of his generation
سرآمدترین شاعر نسل خود
او با آزادی و ویژگی دیگر شاعران نوگرا سروده است.
versifier
ویراستار
rhymester
قافیه
bard
بارد
poetaster
شاعر شاعر
muse
در فکر فرو رفتن
lyricist
ترانه سرا
minstrel
مینستر
lyrist
سازنده
rhymer
نیمسال
راپسود
rimester
تصنیف
rhapsodist
نویسنده
balladeer
اودیست
تقلید کننده
odist
آهنگساز
parodist
غزل سرا
composer
شاعره
sonnetist
مرثیه شناس
poetess
برنده جایزه
sonneteer
قافیه نویس
elegist
قو
laureate
تروبادور
rhymist
دلتنگی
swan
نمایشنامه نویس
troubadour
لیبرتیست
هنرمند
dilettante
dramatist
librettist
balladist
حضار
listener
شنونده
spectator
تماشاگر