romantic
romantic - رومانتیک
adjective - صفت
UK :
US :
نشان دادن احساسات قوی عشق
مربوط به احساس عشق یا یک رابطه عاشقانه است
یک داستان یا فیلم عاشقانه درباره عشق است
زیبا به گونه ای که بر احساسات شما تأثیر می گذارد و باعث می شود به عشق یا ماجراجویی فکر کنید
ایده های عاشقانه عملی نیستند یا بر اساس واقعیت نیستند
someone who shows strong feelings of love and likes doing things that are related to love such as buying flowers, presents etc
کسی که احساسات شدیدی از عشق نشان می دهد و دوست دارد کارهای مرتبط با عشق مانند خرید گل، هدیه و غیره انجام دهد.
کسی که عملی نیست و بیش از حد ایده های خود را بر روی تصور تصوری از جهان استوار می کند
نویسنده، نقاش و غیره که آثارش بر اساس رمانتیسم است
مربوط به عشق یا یک رابطه عاشقانه نزدیک
هیجان انگیز و اسرارآمیز و تاثیر قوی بر احساسات شما دارد
عملی نیست و ایده های زیادی دارد که به زندگی واقعی مربوط نمی شود
کسی که عملی نیست و ایده هایی دارد که به زندگی واقعی مربوط نمی شود
relating to a style of art music and literature popular in Europe in the late 18th and early 19th centuries, that deals with the beauty of nature and human emotions
مربوط به سبکی از هنر، موسیقی و ادبیات، رایج در اروپا در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19، که به زیبایی طبیعت و احساسات انسانی می پردازد.
someone who follows the late 18th and early 19th century ideas of Romanticism, or who creates art music or literature in the Romantic style
کسی که از اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم از ایده های رمانتیسیسم پیروی می کند یا هنر، موسیقی یا ادبیات به سبک رمانتیک خلق می کند.
relating to love or to an affectionate, loving relationship
مربوط به عشق یا یک رابطه محبت آمیز و عاشقانه است
اگر چیزی عاشقانه است، هیجان انگیز و مرموز است و تأثیر زیادی بر احساسات شما دارد
ایده ها و افراد عاشقانه عملی یا مرتبط با زندگی واقعی نیستند
دیگران ضبطهای وینیل را گرمتر و رمانتیکتر میدانند.
Like Modigliani, Jeanne was a romantic a mysterious young woman with soulful blue eyes and a generous mouth.
مانند مودیلیانی، ژان یک زن جوان رمانتیک و مرموز با چشمان آبی روحبخش و دهانی سخاوتمند بود.
شما تصور بسیار رمانتیک و احمقانه ای از علم دارید.
نام های خاص او نشان دهنده همان تلاش خودآگاهانه برای یک فضای رمانتیک است.
ما یک غذای لذیذ را در یک رستوران رمانتیک و با شمع به اشتراک گذاشتیم.
چرا یه کارت عاشقانه کوچولو براش نمیفرستی ببینی عکس العملش چیه؟
یک کمدی رمانتیک که در آن مگ رایان نقش یک مادر مجرد را بازی می کند که به دنبال عشق است
من عکسی از جین اشر را با همان لباس در یک شب داوری رمانتیک داستانی دیدم.
باز هم، مردان بیشتر از زنان با پاسخ مثبت، آرمان رمانتیک را تأیید کردند.
It is part of the romantic ideal that the promise of a beautiful woman is the promise of eternal perfection.
این بخشی از ایده آل رمانتیک است که وعده یک زن زیبا وعده کمال ابدی است.
سپس یک آرام تر و رمانتیک تر.
من در پایدارترین رابطه عاشقانه ای هستم که تا به حال داشته ام.
In all of these depictions, parenthood is romantic rollicking fun in which men are integrally involved.
در تمام این تصویرها، والدین شدن یک سرگرمی عاشقانه و هیجان انگیز است که مردان به طور یکپارچه در آن نقش دارند.
من همیشه فکر می کردم خیلی رمانتیک است که سرناد شوم.
یک شام عاشقانه با شمع
یک کمدی عاشقانه
romantic stories/fiction
داستان های عاشقانه/داستانی
I'm not interested in a romantic relationship.
من علاقه ای به رابطه عاشقانه ندارم.
It wasn't even until a hundred or so years ago that the concept of romantic love in marriage gained any real popularity.
حتی تا صد و یا چند سال پیش بود که مفهوم عشق رمانتیک در ازدواج محبوبیت واقعی پیدا کرد.
مانند هر بازیگری که شروع به کار در این تجارت می کند، او آرزو داشت که نقش های اصلی عاشقانه را بازی کند.
چرا هیچ وقت به من گل نمی دهی؟ کاش عاشقانه تر باشی
شما در سنین پیری کاملاً رمانتیک می شوید!
من ناامید کننده عاشقانه و رویایی هستم.
موسیقی عاشقانه
مناظر رمانتیک کوهستان
تصاویر عاشقانه از سواحل متروک
کار در شهر دیواری رمانتیک و هیجان انگیز به نظر می رسید، اما تعداد کمی از آنها بیش از چند هفته به آن پایبند بودند.
نگاه عاشقانه به زندگی
وقتی جوان تر بودم، ایده های عاشقانه ای برای نویسنده شدن داشتم.
تصوری عاشقانه از زندگی کردن در زمین
جنبش رمانتیک
کیتس یکی از بزرگترین شاعران رمانتیک است.
رمان/کمدی عاشقانه
قبلا خیلی رمانتیک بودی ولی الان هیچوقت بهم نمیگی دوستم داری.
I suppose he is quite romantic - he sends me flowers on my birthday and tells me I'm looking beautiful and so on.
فکر می کنم او کاملاً رمانتیک است - او در روز تولدم برای من گل می فرستد و به من می گوید که زیبا به نظر می رسم و غیره.
ما فکر می کردیم که مصر کشوری فوق العاده رمانتیک است.
او تصوری رمانتیک دارد که چگونه یک هنرمند جوان در حال مبارزه است.
You're a hopeless/incurable romantic.
شما یک رمانتیک ناامید/علاج ناپذیر هستید.
بتهوون، شومان و شوپن از آهنگسازان برجسته رمانتیک بودند.
شاعران رمانتیک مانند شلی و کولریج
رمانتیک های آلمانی بر منحصر به فرد بودن هر تجربه صمیمی تاکید داشتند.
او تاریخ هنر را از طریق رمانتیک ها و داومیر و دگا و سپس پیکاسو دنبال می کند.
یک رمان/کمدی عاشقانه
من فکر می کنم مصر کشوری فوق العاده رمانتیک است.
او تصور رمانتیکی از بازیگر بودن دارد.
amorous
عاشقانه
erotic
وابسته به عشق شهوانی
عشق
جنسی
amatory
آماتوری
intimate
صمیمی
passionate
پرشور
ardent
نفسانی
carnal
شهوت انگیز
impassioned
زناکار
lustful
داروی مقوی جنسی
adulterous
مقوی جنسی
aphrodisiac
شیفته انگلستان
aphrodisiacal
قاچاق
enamouredUK
دلتنگ
illicit
با محبت
lovesick
رندی
loving
احساساتی
randy
متحرک
sentimental
رنگارنگ انگلستان
amative
رنگارنگ آمریکا
colourfulUK
کورنی
colorfulUS
شیفته آمریکا
corny
داغ
enamoredUS
یخ زده
شیفته
icky
بوسیدن
infatuated
دوست دارم برخی از
kissy
مدلین
lovesome
maudlin
platonic
افلاطونی
unaffectionate
بی محبت
unromantic
غیر عاشقانه
nonromantic
غیر عاطفی
unsentimental
معطر
aromantic
غیر فیزیکی
nonphysical
غیرجنسی
nonsexual
بی عاطفه
unimpassioned
غیر حساس
insensitive
غیر جنسی
non-physical
غیر آرمانی
non-sexual
سرسخت
unloving
پاکدامن
unidealistic
دوستانه
hardheaded
همراه
chaste
همسایه ایالات متحده
بدون جنسیت
companionable
NeighbourlyUK
neighborlyUS
sexless
neighbourlyUK