tarot

base info - اطلاعات اولیه

tarot - تاروت

noun - اسم

/ˈtærəʊ/

UK :

/ˈtærəʊ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [tarot] در گوگل
description - توضیح
  • a set of 78 cards, used for telling what will happen to someone in the future


    مجموعه ای از 78 کارت که برای گفتن اینکه چه اتفاقی برای کسی در آینده خواهد افتاد استفاده می شود

  • a set of 78 cards with pictures on them used for trying to find out what will happen to someone in the future


    مجموعه ای از 78 کارت با تصاویر روی آنها، برای تلاش برای یافتن اینکه در آینده چه اتفاقی برای کسی می افتد.

  • a set of cards with pictures on them that represent different parts of life and that are believed to show what will happen in the future


    مجموعه‌ای از کارت‌ها با تصاویری که قسمت‌های مختلف زندگی را نشان می‌دهند و اعتقاد بر این است که نشان می‌دهند در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.

  • A normal pack of playing cards can be used but the most popular version is tarot.


    می توان از یک بسته معمولی کارت های بازی استفاده کرد اما محبوب ترین نسخه تاروت است.

  • She pushed back her chair stood up and crossed the room to open her box of tarot cards.


    صندلی خود را به عقب هل داد، ایستاد و از اتاق گذشت تا جعبه کارت های تاروت خود را باز کند.

  • Crystal ball palm readings, tarot cards.


    توپ کریستالی، خواندن کف دست، کارت های تاروت.

  • I found I couldn't do the tarot readings anymore.


    متوجه شدم که دیگر نمی توانم تاروت خوانی کنم.

  • The stave is budded and sports a few leaves as in some versions of the tarot.


    چوبه غنچه است و مانند برخی از نسخه های تاروت، چند برگ دارد.

example - مثال
  • to read/interpret the tarot


    خواندن/تفسیر تاروت

  • tarot cards


    کارت های تاروت

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

about

لغت پیشنهادی

sad

لغت پیشنهادی

proceeds