billed
billed - صورتحساب
N/A - N/A
UK :
US :
ماضی ساده و ماضی از صورت حساب
دادن یا ارسال صورتحساب به کسی که برای یک محصول یا خدمات بدهکار است
to advertise something with a particular description; to describe someone in a particular way in order to advertise them or make them known
تبلیغ چیزی با توصیف خاص؛ توصیف شخصی به شیوه ای خاص به منظور تبلیغ یا معرفی او
فهرست کردن یک شخص یا عملکرد در برنامه ای از رویدادها
لطفا برای هر هزینه ای که متحمل می شوید صورتحساب خود را به من بدهید.
این فیلم به عنوان یک کمدی رمانتیک معرفی شد.
این نویسنده جوان به عنوان بکت جدید نامگذاری شد.
او به مدت دو هفته هر شب اجرا داشت.
advertised
تبلیغ کرد
publicisedUK
در بریتانیا منتشر شد
publicizedUS
ایالات متحده منتشر شد
exhibited
به نمایش گذاشته
plugged
وصل شده
broadcast
پخش
touted
تبلیغ شده است
posted
ارسال شده
displayed
نمایش داده
noted
اشاره شد
shown
نشان داده شده
announced
اعلام کرد
pointed out
با اشاره به
told of
از
بطور گسترده
made public
عمومی ساخته شده
unveiled
رونمایی کرد
revealed
آشکار کرد
laid bare
لخت گذاشت
در فضای باز
در معرض قرار گرفت
exposed
افشا شد
disclosed
فاش کرد
divulged
گزارش شده است
reported
شناخته شده
known
ارتباط برقرار کرد
proclaimed
اظهار داشت
communicated
بدون نقاب
stated
ثبت شده
unmasked
recorded
رایگان
liberated
آزاد شد