composer

base info - اطلاعات اولیه

composer - آهنگساز

noun - اسم

/kəmˈpəʊzər/

UK :

/kəmˈpəʊzə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [composer] در گوگل
description - توضیح
  • someone who writes music


    کسی که موسیقی می نویسد

  • a person who writes music


    شخصی که موسیقی می نویسد

  • Enya as a composer drifts alone in uncharted ether.


    انیا به عنوان یک آهنگساز به تنهایی در اتر ناشناخته حرکت می کند.

  • I had no contacts that might be of use to a composer.


    من هیچ تماسی نداشتم که برای یک آهنگساز مفید باشد.

  • Henry Purcell was one of the greatest English composers.


    هنری پورسل یکی از بزرگترین آهنگسازان انگلیسی بود.

  • My favourite composer is Beethoven.


    آهنگساز مورد علاقه من بتهوون است.

  • Nowadays record companies use impeccable accounting techniques, assisted by computers, to calculate the royalties for composers.


    امروزه شرکت‌های ضبط از تکنیک‌های حسابداری بی‌عیب و نقصی با کمک رایانه‌ها برای محاسبه حق امتیاز آهنگسازان استفاده می‌کنند.

  • Amelia likes German composers, particularly Wagner.


    آملیا آهنگسازان آلمانی، به ویژه واگنر را دوست دارد.

  • Human composers must envy the cat its ears.


    آهنگسازان بشر باید به گوش گربه حسادت کنند.

  • When Leiber called Stoller, the composer was initially uncooperative.


    هنگامی که لیبر با استولر تماس گرفت، آهنگساز در ابتدا همکاری نداشت.

  • The composers now working there have brought no preconceptions or hidebound conventions.


    آهنگسازانی که اکنون در آنجا کار می کنند هیچ پیش فرض یا قرارداد پنهانی به همراه نداشته اند.

  • the composer Philip Glass


    آهنگساز فیلیپ گلس

  • The composer requested a reproduction of a Hokusai print to be the cover design on the full orchestral score.


    آهنگساز درخواست کرد که نسخه‌ای از چاپ هوکوسای به عنوان طرح جلد روی موسیقی کامل ارکستر باشد.

  • Trumpet, composer. b. New Orleans. 13 March 1962.


    ترومپت، آهنگساز. ب نیواورلان. 13 مارس 1962.

example - مثال
  • Verdi was a prolific composer of operas.


    وردی آهنگساز پرکار اپرا بود.

synonyms - مترادف
  • melodist


    ملودیست


  • نوازنده

  • singer-songwriter


    خواننده ترانه سرا

  • songsmith


    آهنگساز

  • songster


    خواننده

  • songwriter


    ترانه سرا

  • symphonist


    سمفونیست

  • tunesmith


    نویسنده


  • ایجاد کننده


  • مبتکر

  • creator


    serialist

  • originator


    استاد

  • serialist


  • maestro


antonyms - متضاد
  • destroyer


    ناوشکن

لغت پیشنهادی

bicarb

لغت پیشنهادی

mythology

لغت پیشنهادی

delivery