mythology
mythology - اسطوره شناسی
noun - اسم
UK :
US :
مجموعه ای از اسطوره های باستانی
ایده ها یا نظراتی که بسیاری از مردم دارند، اما اشتباه هستند یا درست نیستند
اسطوره ها به طور کلی
یک باور عمومی که احتمالاً درست نیست
که ما را به واقعیت و اسطوره بازمی گرداند.
But away from the controlling mythology of the Western his blood-dimmed vision lacked the same conviction.
اما به دور از اسطورهشناسی کنترلکننده غرب، دید خونآلود او فاقد همان اعتقاد بود.
A violent enduring mythology is activated to make sense of immediate socio-political crisis and fear.
یک اسطوره ی خشن و پایدار فعال می شود تا بحران و ترس اجتماعی-سیاسی فوری را درک کند.
اساطیر یونان معتقد است که خدایان در کوه المپ زندگی می کردند.
اسطوره های زیادی در مورد کرم های نواری وجود دارد.
او در برابر شاهزاده خانم های منفعل اساطیر صبر نداشت.
در اساطیر رایج، طلا به عنوان یک سرمایه گذاری خوب در نظر گرفته می شود.
این اسطوره تا حدودی در تاریخ ما جا افتاده است.
نرگس شخصیتی از اساطیر یونان بود.
او اسطوره های خود را در کتاب ها خلق کرده است.
بررسی ادیان و اساطیر روم باستان
اساطیر رایج که زندگی از چهل سالگی شروع می شود
اسطوره ای که شاهزاده خانم را احاطه کرده است
اساطیر ملی ازدواج و خانواده
داستان های مربوط به ارواح در کلیسای جامع وارد اساطیر شهر شده است.
اسطوره ای در مورد چگونگی تناسب اندام
او مجذوب داستانهای اساطیر کلاسیک (= اسطورههای یونان و روم باستان) است.
It's just a piece of popular mythology that people always get sacked when they are away from the office.
این فقط یک تکه از اسطوره های رایج است که مردم همیشه وقتی دور از دفتر هستند اخراج می شوند.
We’re studying classical mythology in English.
ما در حال مطالعه اساطیر کلاسیک به زبان انگلیسی هستیم.
lore
افسانه
فرهنگ عامه
folklore
اسطوره
اسطوره ها
mythos
افسانه ای
legendry
افسانه ها
legends
طبقات انگلستان
myths
داستان های آمریکا
storeysUK
باور
storiesUS
خداپرست
اسطوره گرایی
godlore
داستان
mythicism
افسانههای محلی
tales
داستان های عامیانه
folk tales
سنت
folk stories
حماسه
سفارشی
fable
داستان عامیانه
دکترین
saga
خرافات
mythus
خرد
علم و دانش
فانتزی
doctrine
سنت شفاهی
superstition
erudition
oral tradition