mythology

base info - اطلاعات اولیه

mythology - اسطوره شناسی

noun - اسم

/mɪˈθɑːlədʒi/

UK :

/mɪˈθɒlədʒi/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [mythology] در گوگل
description - توضیح
  • set of ancient myths


    مجموعه ای از اسطوره های باستانی

  • ideas or opinions that many people have but that are wrong or not true


    ایده ها یا نظراتی که بسیاری از مردم دارند، اما اشتباه هستند یا درست نیستند

  • myths in general


    اسطوره ها به طور کلی


  • یک باور عمومی که احتمالاً درست نیست

  • Which brings us back to reality and mythology.


    که ما را به واقعیت و اسطوره بازمی گرداند.

  • But away from the controlling mythology of the Western his blood-dimmed vision lacked the same conviction.


    اما به دور از اسطوره‌شناسی کنترل‌کننده غرب، دید خون‌آلود او فاقد همان اعتقاد بود.

  • A violent enduring mythology is activated to make sense of immediate socio-political crisis and fear.


    یک اسطوره ی خشن و پایدار فعال می شود تا بحران و ترس اجتماعی-سیاسی فوری را درک کند.

  • Greek mythology holds that the gods lived on Mt. Olympus.


    اساطیر یونان معتقد است که خدایان در کوه المپ زندگی می کردند.

  • There's a lot of mythology surrounding tapeworms.


    اسطوره های زیادی در مورد کرم های نواری وجود دارد.

  • She had no patience with the passive princesses of mythology.


    او در برابر شاهزاده خانم های منفعل اساطیر صبر نداشت.

  • In popular mythology, gold is regarded as a good investment.


    در اساطیر رایج، طلا به عنوان یک سرمایه گذاری خوب در نظر گرفته می شود.

  • This mythology is in part embedded in our history.


    این اسطوره تا حدودی در تاریخ ما جا افتاده است.

example - مثال
  • Narcissus was a character from Greek mythology.


    نرگس شخصیتی از اساطیر یونان بود.

  • She has created her own mythology in the books.


    او اسطوره های خود را در کتاب ها خلق کرده است.

  • a study of the religions and mythologies of ancient Rome


    بررسی ادیان و اساطیر روم باستان

  • the popular mythology that life begins at forty


    اساطیر رایج که زندگی از چهل سالگی شروع می شود

  • the mythology that surrounds the princess


    اسطوره ای که شاهزاده خانم را احاطه کرده است


  • اساطیر ملی ازدواج و خانواده

  • Stories about ghosts in the cathedral have entered the mythology of the town.


    داستان های مربوط به ارواح در کلیسای جامع وارد اساطیر شهر شده است.

  • a mythology about how to get fit


    اسطوره ای در مورد چگونگی تناسب اندام

  • She's fascinated by the stories of classical mythology (= ancient Greek and Roman myths).


    او مجذوب داستان‌های اساطیر کلاسیک (= اسطوره‌های یونان و روم باستان) است.

  • It's just a piece of popular mythology that people always get sacked when they are away from the office.


    این فقط یک تکه از اسطوره های رایج است که مردم همیشه وقتی دور از دفتر هستند اخراج می شوند.

  • We’re studying classical mythology in English.


    ما در حال مطالعه اساطیر کلاسیک به زبان انگلیسی هستیم.

synonyms - مترادف
  • lore


    افسانه


  • فرهنگ عامه

  • folklore


    اسطوره


  • اسطوره ها

  • mythos


    افسانه ای

  • legendry


    افسانه ها

  • legends


    طبقات انگلستان

  • myths


    داستان های آمریکا

  • storeysUK


    باور

  • storiesUS


    خداپرست


  • اسطوره گرایی

  • godlore


    داستان

  • mythicism


    افسانههای محلی

  • tales


    داستان های عامیانه

  • folk tales


    سنت

  • folk stories


    حماسه


  • سفارشی

  • fable


    داستان عامیانه


  • دکترین

  • saga


    خرافات

  • mythus


    خرد


  • علم و دانش


  • فانتزی

  • doctrine


    سنت شفاهی

  • superstition



  • erudition




  • oral tradition



antonyms - متضاد
  • actuality


    واقعی بودن


  • تاریخ


  • واقعیت


  • حقیقت


  • جهل

  • ignorance


    غیر داستانی

  • non-fiction


    ملموس بودن

  • verity


    ماده

  • factuality


    اساسی بودن

  • tangibility


    صحت


  • حقیقت گرایی

  • substantiality


    اصل

  • actualness


    زندگی واقعی

  • veracity


    جهان واقعی

  • truism


  • axiom




لغت پیشنهادی

quarters

لغت پیشنهادی

bathymetric

لغت پیشنهادی

hereby