abridgment
abridgment - خلاصه
N/A - N/A
UK :
US :
a book play or piece of writing that has been made shorter by removing some details or less important information
کتاب، نمایشنامه یا نوشتهای که با حذف برخی جزئیات یا اطلاعات کمتر مهم کوتاهتر شده است
عمل کوتاهتر کردن یک کتاب، نمایشنامه یا قطعه نوشته با حذف برخی جزئیات یا اطلاعات
عمل کاهش آزادی، حقوق و غیره یک نفر یا نمونه ای از آن
کتابها خلاصهای از آثار کلاسیک معروف هستند.
در سال 1676 باوتوملی خلاصه ای از کتاب شهدای فاکس را منتشر کرد.
تلخیص شدید درک این داستان را دشوارتر می کند.
این نسخه از نمایشنامه تنها با برخی خلاصه های ناخوشایند خدشه دار شده است.
او می گوید قوانینی وجود دارد که کاملاً غیراخلاقی است و خلاصه ای از آزادی است.
این اقدام سابقه خطرناکی در کاهش آزادی انسان ایجاد می کند.
abbreviation
مخفف
digest
هضم
condensation
متراکم شدن
summary
خلاصه
abstract
چکیده
synopsis
مختصر
epitome
کانسپتوس
compendium
طرح کلی
بودل سازی
conspectus
دقیق
outline
جبران کند
bowdlerization
طرح
breviary
خلاصه انگلستان
precis
خلاصه سازی
compend
کپسوله سازی
sketch
از سرگیری
abridgementUK
خلاصه کردن
summarization
بسته شدن
rundown
رفتن
encapsulation
جمع بندی
résumé
précis
recapitulation
recap
wrap-up
run-through
summing-up
roundup
summa
resume
summation
علاوه بر این
توسعه
enlargement
بزرگ شدن
گسترش
رشد
افزایش دادن
unabridgement
خلاصه نشدن
افزونه
lengthening
طولانی شدن
augmentation
افزایش
نسخه کامل
متن کامل
unabridgment
پراکندگی
dispersal
جدایش، جدایی
separation
خشکی
dryness
