aerodynamic
aerodynamic - آیرودینامیک
adjective - صفت
UK :
US :
an aerodynamic car design etc uses the principles of aerodynamics to achieve high speed or low use of petrol
یک ماشین آیرودینامیک، طراحی و غیره از اصول آیرودینامیک برای دستیابی به سرعت بالا یا استفاده کم بنزین استفاده می کند
مربوط به آیرودینامیک یا مربوط به آن
مربوط به آیرودینامیک یا استفاده از آن
بوفه آیرودینامیکی متوقف شده بود و اکنون بی سر و صدا در خلاء می چرخید.
و طراحی آیرودینامیکی ماشین بیشتر باران را فیلتر کرد.
برخی بال های بزرگ داشتند، برخی بال های کوچک داشتند، اما هیچ کس نمی دانست چگونه اثرات آیرودینامیکی را محاسبه کند.
It bore no relation to the equivalent of aerodynamic facts, namely, anthropological evidence as a whole.
هیچ ارتباطی با معادل حقایق آیرودینامیکی، یعنی شواهد انسان شناختی به عنوان یک کل، نداشت.
Self-organizing maps are more effective than many algorithms for performing calculations such as those for aerodynamic flow.
نقشه های خودسازماندهی از بسیاری از الگوریتم ها برای انجام محاسباتی مانند موارد مربوط به جریان آیرودینامیکی موثرتر هستند.
او فقط در بزرگترین بازی ها آیرودینامیک می کند.
Its aerodynamic shape means that wind is funnelled round its surface causing little movement to the structure.
شکل آیرودینامیکی آن به این معنی است که باد به دور سطح آن قیف می شود و باعث حرکت کمی در سازه می شود.
Although flying fish leap out of the water they do not porpoise but glide, using their pectoral fins as aerodynamic surfaces.
اگرچه ماهیهای پرنده از آب بیرون میپرند، اما از بالههای سینهای خود به عنوان سطوح آیرودینامیکی استفاده میکنند، بلكه سر میخورند.
jagged
ناهموار
