approbation

base info - اطلاعات اولیه

approbation - موافقت رسمی

noun - اسم

/ˌæprəˈbeɪʃn/

UK :

/ˌæprəˈbeɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [approbation] در گوگل
description - توضیح

  • ستایش یا تایید رسمی


  • تایید یا موافقت، که اغلب توسط یک گروه رسمی ارائه می شود


  • تأیید یا موافقت، اغلب توسط یک گروه رسمی ارائه می شود. ستایش

  • His words came out in a seemingly endless flow of support and approbation.


    سخنان او در جریانی به ظاهر بی پایان از حمایت و تایید بیرون آمد.

  • The words sounded convincing, the judge leaned forward in approbation.


    کلمات قانع کننده به نظر می رسیدند، قاضی به نشانه تایید به جلو خم شد.

  • For some time however teaching was supplemented, with the College's approbation, in three main fields.


    با این حال، برای مدتی، تدریس، با تایید کالج، در سه زمینه اصلی تکمیل شد.

  • Her talk wasn't vague approbation or disapproval, some big show of emotion.


    صحبت های او تایید یا عدم تایید مبهم نبود، نوعی نمایش بزرگ از احساسات.

  • Your child really wants your approbation.


    فرزند شما واقعاً تأیید شما را می خواهد.

  • I will vow to you that I will never suffer myself to be engaged without your approbation.


    من با شما عهد می کنم که هرگز بدون تأیید شما به نامزدی عذاب ندهم.

example - مثال
  • a shout of approbation


    فریاد تایید

  • The King received the official approbation of the church.


    پادشاه تأیید رسمی کلیسا را ​​دریافت کرد.

  • The council has finally indicated its approbation of the plans.


    شورا در نهایت تایید خود را از طرح ها اعلام کرده است.

  • Kids need their fathers’ approbation.


    بچه ها به تایید پدرشان نیاز دارند.

synonyms - مترادف

  • تصویب

  • acclaim


    تحسین

  • praise


    ستایش

  • commendation


    تحریم

  • admiration


    اجازه


  • favourUK


  • توجه

  • favourUK


    طرفدار ایالات متحده


  • احترام

  • acclamation


    رضایت

  • favorUS


    به رسمیت شناختن

  • esteem


    تشویق و تمجید

  • consent


    قدردانی


  • تایید


  • برکت

  • applause


    موافقت

  • appreciation


    پذیرش - پذیرفته شدن

  • endorsement


    حمایت کردن

  • blessing


    بی‌نظیر

  • laudation


    ستایش ها

  • assent


    تشویق

  • kudos


    توافق

  • acceptance


  • adulation



  • imprimatur


  • ratification


  • plaudits


  • veneration


  • ovation


  • concurrence


antonyms - متضاد
  • disapprobation


    عدم تایید

  • disapproval


    رد


  • سرزنش کردن

  • censure


    انتقاد

  • condemnation


    محکومیت


  • نارضایتی آمریکا

  • disfavorUS


    دوست نداشتن

  • dislike


    نارضایتی

  • displeasure


    انکار

  • dissatisfaction


    اختلاف نظر

  • denial


    نارضایتی انگلستان

  • disagreement


    نفرت

  • disfavourUK


    مخالفت

  • hatred


    امتناع


  • طرد شدن

  • refusal


    توبیخ

  • rejection


    سخت گیری

  • reproof


    وتو

  • stricture


    دلخوری

  • veto


    ناامیدی

  • disgruntlement


    تحریک

  • discontent


    ناراحتی

  • annoyance


    پریشانی

  • disappointment


    عصبانیت

  • irritation


    رنجش

  • unhappiness


  • distress


  • exasperation


  • resentment


  • chagrin


  • vexation


لغت پیشنهادی

slows

لغت پیشنهادی

careful

لغت پیشنهادی

complimentary