archway

base info - اطلاعات اولیه

archway - طاق نما

noun - اسم

/ˈɑːrtʃweɪ/

UK :

/ˈɑːtʃweɪ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [archway] در گوگل
description - توضیح
  • a passage or entrance under an arch or arches


    گذرگاه یا ورودی زیر طاق یا طاق

  • an entrance or passage formed by an arch


    ورودی یا گذرگاهی که توسط یک طاق شکل گرفته است

  • In the distance the adventurers can see an archway of yellow and green with running colours and an unpleasant appearance.


    در دوردست، ماجراجویان می‌توانند طاق‌داری به رنگ زرد و سبز، با رنگ‌های در حال اجرا و ظاهری ناخوشایند ببینند.

  • We passed through an archway to the right and into a wide corridor with rooms opening off at intervals.


    از یک راهرو به سمت راست عبور کردیم و وارد راهرویی عریض شدیم که در آن اتاق‌ها در فواصل زمانی باز می‌شدند.

  • After breakfast we proceeded across the main courtyard, a spacious square framed by columns and archways.


    پس از صرف صبحانه، از حیاط اصلی عبور کردیم، میدان بزرگی که با ستون‌ها و طاق‌ها قاب شده بود.

  • He hesitated, uncertain, then realized that the archway at the end led on to the balcony above the great hall.


    مردد، نامطمئن، سپس متوجه شد که طاق نما در انتهای آن به بالکن بالای سالن بزرگ منتهی می شود.

  • Her gaze followed Vitor's through the archway into the living-room.


    نگاه او از طریق طاق نما به اتاق نشیمن نگاه ویتور را دنبال کرد.

  • The hallway extended about three feet to the right where the archway to the living room cut through.


    راهرو حدود سه فوت به سمت راست امتداد داشت، جایی که راهروی اتاق نشیمن از آن جدا می شد.

example - مثال
  • We went through a stone archway into the courtyard.


    از طاق سنگی به داخل حیاط رفتیم.

synonyms - مترادف
  • arcade


    گذرگاه طاقدار

  • arch


    قوس

  • cloister


    صومعه

  • doorway


    درگاه

  • pergola


    آلاچیق

  • portico


    رواق


  • ورود


  • گذر

  • vault


    طاق

  • dome


    گنبد

  • span


    طول


  • پل

  • curved structure


    ساختار منحنی

  • cupola


    سقف


  • سقف قوسی


  • روتوندا

  • arched ceiling


    پوشش

  • arched roof


    بالا

  • rotunda


    حباب

  • covering


  • top


  • bubble


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

suspect

لغت پیشنهادی

vividly

لغت پیشنهادی

bonking