apologist

base info - اطلاعات اولیه

apologist - معذرت خواهی

noun - اسم

/əˈpɑːlədʒɪst/

UK :

/əˈpɒlədʒɪst/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [apologist] در گوگل
description - توضیح

  • کسی که سعی در توضیح و دفاع از یک ایده، شخص یا نظام سیاسی دارد

  • a person who supports a particular belief or political system especially an unpopular one and speaks or writes in defence of it


    شخصی که از یک عقیده یا نظام سیاسی خاص، به ویژه یک نظام غیرمحبوب حمایت می کند و در دفاع از آن سخن می گوید یا می نویسد.

  • He has been neither an apologist nor an alarmist.


    او نه معذرت خواه بوده و نه هشدار دهنده.

  • Critics who decry regulatory costs are dismissed as deluded apologists for corporate rapacity.


    منتقدانی که هزینه‌های نظارتی را تقبیح می‌کنند، به‌عنوان معذرت‌خواهان فریب خورده به‌خاطر غصب شرکتی کنار گذاشته می‌شوند.

  • They are mere apologists for the existing system.


    آنها صرفا معذرت خواه نظام موجود هستند.

  • Today the Opposition revealed themselves as dinosaurs because they acted as mere apologists for the old established order.


    امروز اپوزیسیون خود را دایناسور نشان داد زیرا آنها صرفاً به عنوان یک عذرخواهی برای نظم مستقر قدیمی عمل می کردند.

  • The increase in efficiency promised by the apostles of reengineering and the apologists for the great merger wave remains invisible.


    افزایش بازدهی که رسولان مهندسی مجدد و عذرخواهان موج بزرگ ادغام وعده داده بودند، نامرئی باقی می ماند.

example - مثال
  • apologists for nuclear power


    عذرخواهان انرژی هسته ای

  • He became known as the chief apologist for hardline government policies.


    او به عنوان عذرخواهی ارشد سیاست های تندرو دولت شناخته شد.

  • He is sometimes seen as a mere Catholic apologist, rather than a serious philosopher.


    او گاهی به‌عنوان یک معذرت‌خواه کاتولیک صرف دیده می‌شود تا یک فیلسوف جدی.

  • communism and its apologists


    کمونیسم و ​​مدافعان آن

  • There are few apologists for the old system.


    معذرت خواهان کمی برای سیستم قدیمی وجود دارند.

synonyms - مترادف

  • مدافع


  • قهرمان

  • defender


    سخنگو


  • حامی


  • مجادله کردن

  • arguer


    نگهدارنده

  • upholder


    رسول

  • apostle


    پشتیبان

  • backer


    مبارز

  • campaigner


    توان

  • exponent


    مروج

  • maintainer


    مبلغ

  • promoter


    طرفدار

  • propagandist


    سخنگوی

  • proponent


    متحد

  • spokeswoman


    معذرت خواه

  • advocator


    علاقهمند


  • توجیه کننده

  • apologizer


    مدعی

  • enthusiast


    محافظ

  • justifier


    بلندگو

  • pleader


    دفاع کننده

  • protector


    قهرمان داستان


  • تقویت کننده

  • spokesperson


    توضیح دهنده

  • vindicator


    دوست

  • protagonist


  • booster


  • expounder



  • espouser


antonyms - متضاد

  • منتقد

  • accuser


    متهم کننده

  • criticizer


    مداح

  • decrier


    بدخواه

  • detractor


    سانسور کننده

  • censurer


    تحقیر کننده

  • disparager


    کاویلر

  • caviller


    نجار

  • carper


    nitpicker

  • nitpicker


    عیب یاب

  • faultfinder


    کاویل

  • caviler


    شاکی

  • plaintiff


    بدنام کننده

  • defamer


    سیاه پوست

  • niggler


    تجدیدنظرخواه

  • appellant


    مدعی

  • belittler


    کوبنده

  • claimant


    معامله گر

  • knocker


    دادخواه

  • traducer


    سوئر

  • litigator


    غیبت کننده

  • complainant


    منسوخ کننده

  • suer


    محکوم کننده

  • denigrator


    افترا دهنده

  • backbiter


    درخواست کننده

  • deprecator


    رقیب

  • castigator


    سانسور

  • libeller


  • petitioner


  • challenger


  • censor


لغت پیشنهادی

clumsily

لغت پیشنهادی

adoptee

لغت پیشنهادی

steered