artistically
artistically - هنرمندانه
adverb - قید
UK :
US :
این فیلم هم از نظر تجاری و هم از نظر هنری موفق بود.
یک مدرسه تابستانی برای استعدادهای هنری
غذا باید هنرمندانه در بشقاب چیده شود.
می توان در یک استودیوی هنری اجتماعی خود را خلاقانه و هنرمندانه ابراز کرد.
او از نظر هنری سال بسیار پرباری را سپری کرد و نقش های زیادی برای او انتخاب شد.
والدین او تمایلی هنری نداشتند، اما به جروم جوان اجازه دادند موسیقی و رقص مطالعه کند.
تعاریف قدیمی تر از استعداد استعدادهای هنری را حذف می کند.
سکو به طرز هنرمندانه ای با یک ملحفه سفید پوشیده شده بود.
اولویت شاتر به شما امکان می دهد صحنه را ثابت کنید یا تصویر را به صورت هنرمندانه تار کنید.
به روش خودت
creatively
خلاقانه
imaginatively
به صورت تخیلی
innovatively
به صورت نوآورانه
expressively
به صورت بیانی
ingeniously
به طور مبتکرانه
inventively
به صورت اختراعی
inspiredly
با الهام
pioneeringly
پیشگامانه
visionarily
رویایی
radically
رادیکال
revolutionarily
انقلابی
در اصل
originatively
غیر متعارف
unconventionally
شاعرانه
unorthodoxly
بارور
poetically
تازه
fertilely
هوشمندانه
freshly
بصورت تجربی
cleverly
غیر عادی
experimentally
غیرعادی
eccentrically
فوق العاده
unusually
منحصر به فرد
fantastically
به تازگی
uniquely
با مدبرانه
جدید
resourcefully
ناآشنا
novelly
متفاوت
unfamiliarly
به طور بی سابقه
unprecedentedly
unimaginatively
بدون تخیل
untalentedly
بی استعداد
unoriginally
غیر اصلی
routinely
به طور معمول
uninspiredly
بدون الهام
ordinarily
پیاده
pedestrianly
به صورت عروضی
prosaically
امری واقعی
matter-of-factly
معمولا
commonplacely
غیر خلاقانه
به طور پیش پا افتاده
uncreatively
به صورت مشتق
banally
دنیوی
derivatively
بی جان
mundanely
غیر هنری
lifelessly
خشک
unartistically
پیش بینی
drily
رام
predictably
بیات
tamely
با هیاهو
stalely
صاف
tritely
بدون ماجراجویی
humdrumly
یکنواخت
flatly
بی ثمر
unadventurously
به طرز احمقانه ای
monotonously
بی مزه
barrenly
به صورت متعارف
insipidly
به صورت استریل
blandly
conventionally
sterilely