astringency
astringency - قابض بودن
noun - اسم
UK :
US :
کیفیت مزه یا بوی خشک، ترش و کمی تلخ
کیفیتی که باعث سفت شدن پوست یا بافت های دیگر می شود
کیفیتی هوشمندانه و بدیع که انتقادهایی را بیان می کند که ممکن است نامهربان باشد
این چای به دلیل قابض بودن ملایمش شناخته شده است.
من دقت و وضوح در نوشته او را تحسین می کنم.
پرتقال سویا دارای خاصیت قابض است که به عنوان جایگزینی برای لیمو عمل می کند.
چای دارای قابض طبیعی است، به همین دلیل است که مردم اغلب شیر یا شکر را اضافه می کنند.
او قابض بودن لوسیون افترشیو را طراوت می یابد.
قابض بودن دهانشویه برای درد دهان یا لارنژیت مفید است.
او و برادرش تندخویی و دقت یکسانی دارند.
قابض بودن طنز او مشهور است.
acerbity
شدت
harshness
سختی
severity
میزان وضوح تصاویر
sharpness
اسیدیته
acidity
سوزانندگی
causticity
مردادگی
mordancy
گاز گرفتن
نیش
sting
تلخی
bitterness
تندی
acrimony
ترش بودن
pungency
خوش بینی
tartness
مشتاق - متمایل
acridness
خشونت
asperity
تندخویی
keenness
اسیدی بودن
roughness
حاد بودن
acridity
حاشیه، غیرمتمرکز
acrimoniousness
ترشی
acidness
بی ادبی
acuteness
تیز بودن
poignance
نامهربانی
poignancy
sourness
causticness
acidulousness
rudeness
pointedness
unkindness
nastiness
blandness
نرمی
weakness
ضعف
plainness
ساده بودن
mildness
ملایمت
banality
پیش پا افتاده بودن
triteness
بی مزه بودن
tastelessness
بی حیایی
insipidness
ژژونیت
jejuneness
بی جانی
lifelessness
بی علاقه بودن
uninterestingness
پوچی
vapidity
بی رنگی
vapidness
بی طعمی
insipidity
رنگ پریدگی
colorlessness
کسلی
flavorlessness
ملال آور بودن
pallidness
بی نظمی
dullness
کسالت
boringness
مسطح بودن
drabness
بی بو بودن
dreariness
flatness
odourlessness