autocratic
autocratic - خودکامه
adjective - صفت
UK :
US :
درخواست از مردم برای اطاعت کامل، بدون پرسیدن یا اهمیت دادن به نظرات دیگران
توسط یک رهبر کنترل می شود که قدرت کامل دارد و به هیچ کس اجازه تصمیم گیری نمی دهد
an autocratic leader
یک رهبر خودکامه
autocratic regimes
رژیم های خودکامه
an autocratic manager
یک مدیر مستبد
an autocratic ruler/regime
یک حاکم/رژیم خودکامه
سبک خودکامه حکومت/رهبری/مدیریت
رئیس جمهور پس از 30 سال حکومت استبدادی استعفا داد.
یک سبک مدیریت مستبد اغلب منجر به جابجایی بالای کارکنان و روحیه پایین کارکنان می شود.
an autocratic regime/government/leader
یک رژیم/دولت/رهبر خودکامه
dictatorial
دیکتاتوری
tyrannical
ظالم
imperious
شاهانه
despotic
مستبد
domineering
سلطه گر
authoritarian
اقتدارگرا
overbearing
مغلوب
bossy
رئیس
peremptory
بی چون و چرا
tyrannous
معتبر
authoritative
مطلق
oppressive
دلخواه
خشن
arbitrary
بیش از حد
harsh
استادانه
overweening
توتالیتر
tyrannic
دراکونیایی
masterful
شدید
totalitarian
غیر دموکراتیک
draconian
خودکامه
تک سالار
undemocratic
سخت گیرانه
autarchic
سرکوبگر
monocratic
جزمی
strict
سفت و سخت
repressive
تزاری
dogmatic
غیر لیبرال
rigid
czarist
tsarist
illiberal
دموکراتیک
محدود
لیبرال
محبوب
republican
جمهوری خواه
نماینده
egalitarian
برابری طلب
elected
انتخاب شده است
populist
پوپولیست
autonomous
خود مختار
parliamentary
پارلمانی
از مردم
مشروطه
libertarian
آزادیخواه
accountable
پاسخگو
restricted
محصور
self-governing
خودگردان
partial
جزئي
برابر
باز کن
معقول
circumspect
محتاطانه
supported
پشتیبانی