avoidable
avoidable - قابل اجتناب
adjective - صفت
UK :
US :
از چیز بدی که قابل اجتناب است می توان اجتناب کرد یا از آن جلوگیری کرد
امکان اجتناب از
تمام شدن بنزین آزاردهنده است و به راحتی قابل اجتناب است.
Much of this is completely avoidable.
بسیاری از این موارد کاملاً قابل اجتناب است.
هنوز تعداد زیادی از کودکان در تصادفات قابل اجتناب مجروح می شوند.
در واقع، به عنوان منبع اصلی رنج انسانی قابل اجتناب و غیرقانونی دیده می شود.
در غیر این صورت عدم درک متقابل و درگیری قابل اجتناب ادامه خواهد داشت.
But even this ratio puts the best possible light on the contribution made by employment to the avoidable death toll.
اما حتی این نسبت به بهترین شکل ممکن، سهم اشتغال در تعداد مرگ و میر قابل اجتناب را نشان می دهد.
There were potentially avoidable factors in all the cases.
عوامل بالقوه قابل اجتناب در همه موارد وجود داشت.
بسیاری از مرگ و میرهای ناشی از بیماری قلبی در واقع قابل اجتناب هستند.
تعدادی از بیماری ها کاملاً قابل اجتناب هستند.
با وجود این تهدیدات اخیر، جنگ هنوز قابل اجتناب است.
preventable
قابل پیشگیری
stoppable
قابل توقف
escapable
قابل فرار
avertable
قابل اجتناب
needless
بی نیاز
unnecessary
غیر ضروری
avertible
قابل اصلاح
evadable
طفره رفتن
evitable
غیر قابل اجتناب
correctable
قابل درمان
dodgeable
قابل ترمیم
noninevitable
زیادی
treatable
mendable
healable
curable
restorable
superfluous
fleeable
inescapable
اجتناب ناپذیر
inevitable
لازم است
غیر قابل پیشگیری
unavoidable
بي وقفه
unpreventable
مورد نیاز است
unstoppable
مسلم - قطعی
needed
غیر قابل اجتناب
مطمئن
ineluctable
سرنوشت
غیر قابل درک
fated
مقدر شده است
ineludible
از پیش تعیین شده
unescapable
از پیش مقدر شده
destined
خاطر جمع
predetermined
محکوم به فنا
predestined
اجباری
inexorable
شکست ناپذیر
assured
قریب الوقوع
preordained
آسیب ناپذیر
doomed
ضروری
compulsory
قابل پیش بینی
unbeatable
انتظار می رود
imminent
درست شد
mandatory
invincible
invulnerable
required
foreseeable
expected
fixed
predictable
