barnacle
barnacle - انبار
noun - اسم
UK :
US :
یک حیوان دریایی کوچک با پوسته ای سخت که محکم به صخره ها و کف قایق ها می چسبد
a small sea creature with a shell that sticks very tightly and in large numbers to rocks and the bottom of boats
یک موجود دریایی کوچک با صدف که خیلی محکم و به تعداد زیاد به صخره ها و کف قایق ها می چسبد
a small sea creature with a shell that fastens itself tightly and in large numbers to rocks and the bottoms of boats
یک موجود دریایی کوچک با صدفی که خود را محکم و به تعداد زیاد به صخره ها و کف قایق ها می چسباند.
چشم خود را باز نگه دارید و ممکن است یک غاز خزدار یا یک قو Bewick را ببینید.
دریا شیارهای کوچکی در چوب ساییده شده بود و خروارها همه جا به آن چسبیده بودند.
Evolutionary Morphology Darwin himself had done extensive morphological work in a detailed study of barnacles during the 1850s.
مورفولوژی تکاملی داروین خود در دهه 1850 کار ریخت شناسی گسترده ای را در مطالعه دقیق برناکل ها انجام داده بود.
This will be difficult to carry out on barnacles, but comparatively easy for mussels, limpets or other snails.
انجام این کار بر روی ماهی خراطین دشوار خواهد بود، اما برای صدف ها، لمپت ها یا سایر حلزون ها نسبتاً آسان است.
بلوک از شاخه های برگدار، ریشه ها، گل و لای خروس ها بسته شده و به ساحل کشیده شد.
این معاوضه ای است که برای گرفتن مجوز برای خراشیدن گلدان ها ضروری است.
انتهای تخته ها با میله ها پوشیده شده بود.
shellfish
صدف
crustacean
سخت پوستان
bivalve
دوکفه ای
molluscUK
molluscUK
clam
صدف حلزونی
cockle
خرچنگ
conch
بی مهرگان
crawfish
molluskUS
crayfish
صدف خوراکی
invertebrate
پیداک
lobster
میگو
molluskUS
گوش ماهی
mussel
حلزون
oyster
حرکت کردن
piddock
کوهوگ
prawn
گردن کوچک
scallop
سنگ گیلاس
shrimp
snail
whelk
quahog
littleneck
cherrystone
smoothness
صافی