bifocals
bifocals - دو کانونی
noun - اسم
UK :
US :
special glasses with an upper part made for seeing things that are far away and a lower part made for reading
عینک مخصوص با قسمت بالایی برای دیدن چیزهایی که دور هستند و قسمت پایینی برای خواندن ساخته شده است
glasses with lenses that are divided into two parts. The upper half is for looking at things far away and the lower half is for reading or for looking at things that are near.
عینک با عدسی که به دو قسمت تقسیم می شود. نیمه بالایی برای نگاه کردن به چیزهای دور و نیمه پایینی برای خواندن یا برای نگاه کردن به چیزهای نزدیک است.
glasses with an upper part for looking at things far away and a lower part for reading or looking at things that are near
عینک با قسمت بالایی برای نگاه کردن به چیزهای دور و قسمت پایینی برای خواندن یا نگاه کردن به چیزهای نزدیک
شما در این سری دو زیپ می بینید، دوست، بهتر است از آن دو کانونی های داروخانه صرف نظر کنید.
چشمانش در پشت دو کانونی اش قرار گرفت.
پاملا با احتیاط دو کانونی خود را پوشید و گردنش را چرخاند.
Mom wore large bifocals with Sophia Loren frames and a pastel polyester pantsuit that stretched over her abdomen.
مامان لباس های دو کانونی بزرگ با فریم سوفیا لورن و یک کت شلوار پلی استر پاستلی که روی شکمش کشیده شده بود، پوشیده بود.
او یک جفت دو کانونی بدون لبه در یک دست داشت و در حین خواندن یکی از ساقه ها را می جوید.
For instance it was by trusting the bifocals of Euhemerus that Heinrich Schliemann rediscovered Troy.
به عنوان مثال، هاینریش شلیمان با اعتماد به دو کانونی Euhemerus بود که تروی را دوباره کشف کرد.
تلاش برای نگاه کردن از طریق دو کانونی، نیرویی شاداب در چانه کوچک لوئیس ایجاد کرد.
eyeglasses
عینک
specs
مشخصات
spectacles
عینک ایمنی
goggles
تک تک
monocle
لرگنت
lorgnette
سایه ها
shades
عینک آفتابی
sunglasses
سه کانونی
trifocals
شیشه
مخاطب
contacts
متقلب ها
cheaters
pince-nez
pince-nez
لنزهای تماسی
contact lenses
عینک مطالعه
reading glasses
یک جفت عینک
چشمک زن
glasses
قاب ها
blinkers
رینگ ها
frames
جفت مشخصات
rims
تماشایی
eyewear
spectacle
