billed

base info - اطلاعات اولیه

billed - صورتحساب

N/A - N/A

bɪl

UK :

bɪl

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [billed] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Please bill me for any expenses you incur.


    لطفا برای هر هزینه ای که متحمل می شوید صورتحساب خود را به من بدهید.

  • The movie was billed as a romantic comedy.


    این فیلم به عنوان یک کمدی رمانتیک معرفی شد.

  • The young author was billed as the new Beckett.


    این نویسنده جوان به عنوان بکت جدید نامگذاری شد.

  • She was billed to perform every night for a period of two weeks.


    او به مدت دو هفته هر شب اجرا داشت.

synonyms - مترادف
  • advertised


    تبلیغ کرد

  • publicisedUK


    در بریتانیا منتشر شد

  • publicizedUS


    ایالات متحده منتشر شد

  • exhibited


    به نمایش گذاشته

  • plugged


    وصل شده

  • broadcast


    پخش

  • touted


    تبلیغ شده است

  • posted


    ارسال شده

  • displayed


    نمایش داده

  • noted


    اشاره شد

  • shown


    نشان داده شده

  • announced


    اعلام کرد

  • pointed out


    با اشاره به

  • told of


    از


  • بطور گسترده

  • made public


    عمومی ساخته شده

  • unveiled


    رونمایی کرد

  • revealed


    آشکار کرد

  • laid bare


    لخت گذاشت


  • در فضای باز


  • در معرض قرار گرفت

  • exposed


    افشا شد

  • disclosed


    فاش کرد

  • divulged


    گزارش شده است

  • reported


    شناخته شده

  • known


    ارتباط برقرار کرد

  • proclaimed


    اظهار داشت

  • communicated


    بدون نقاب

  • stated


    ثبت شده

  • unmasked


  • recorded


antonyms - متضاد

  • رایگان

  • liberated


    آزاد شد

لغت پیشنهادی

wall

لغت پیشنهادی

obtain

لغت پیشنهادی

markups