bridle
bridle - افسار
noun - اسم
UK :
US :
مجموعه ای از نوارهای چرمی دور سر اسب قرار می گیرد و برای کنترل حرکات آن استفاده می شود
عصبانی شدن و آزرده شدن از چیزی
افسار گذاشتن بر اسب
مجموعه ای از تسمه های چرمی که دور سر اسب قرار می گیرد تا به سوارکار اجازه کنترل آن را بدهد
برای نشان دادن عصبانیت ناگهانی
افسار گذاشتن بر اسب یا حیوان مشابه
برای نشان دادن عصبانیت یا عصبانیت
سپس صدای جرنگ یک افسار را به آرامی اما مشخص شنید.
سپس افسار و زین می گذارد.
برخی از آگهیدهندههای انفرادی ادعا میکنند که هرگز تنظیمات افسار را تغییر نمیدهند.
اگر حلقه ها به طور متقارن هم تراز نیستند، به دنبال علامت روی هر یک از افسارها باشید.
یکی از مردان با گرفتن افسار اسب خود را چرخاند.
ریون به شدت به افسار کوه خود آویزان بود در حالی که در تلاشی مذبوحانه برای فرار از آن بلند می شد.
Riven hung on to his mount's bridle grimly whilst it bucked and reared in a desperate effort to get away.
اکثر طرح های بادبادک طول خط افسار و نقاط اتصال را مشخص می کنند.
پسر به سمت آن رفت و سرش را با افسار بالا کشید و از درخت ها بیرون آورد.
رکاب او را برای او نگه داشت در حالی که آدم افسار را گرفت.
او به این پیشنهاد که او ناصادق بوده است، مهار کرد.
پولی اسب مورد علاقه اش را زین کرد و مهار کرد.
مالکان خانه در برابر مقررات جدید مهار شدند.
رهبری
strap
بند
rein
افسار
tether
متصل کردن
leash
خط
مهار
harness
یقه
collar
هدستال
headstall
طناب دار
noose
هولتر
halter
hackamore
hackamore
جاکیما
jaquima
دستگاه مهار
restraining device
تعقیب و گریز
chase-halter
یقه سر
head collar
طناب
cord
زنجیر
خویشتن داری - خودداری - پرهیز
رشته
restraint
لیام
کراوات
lyam
نوار
باند
مژه
رابطه، رشته
lash
کمربند
fetter
بست
غل و زنجیر
fastening
shackle
encouragement
تشویق
liberation
رهایی
آزادی
liberty
تحریک
incitement
شروع
معاونت
استقلال
بزرگ شدن
ادامه
enlargement
مجوز
continuation
مزیت - فایده - سود - منفعت
licence
برو
شروع کنید
کمک هزینه
اجازه
allowance
گسترش
کمک
وحشی
agitation
حمایت کردن
انگیختگی
ترویج
wildness
arousal
promotion
