blustery
blustery - پر باد
adjective - صفت
UK :
US :
هوای طوفانی بسیار باد است
با بادهای شدید
(از هوا) طوفانی و بادی
کلاهم را محکم می گیرم و به ورطه مه آلود خیره می شوم.
آخرین روز فینال، سرد و سرد بود.
گرمایی که من در این روز پر شور از درونم لذت می برم از سوختن افرا قرمز و خاکستر می آید.
مثل آن زمان که او را به دوبلین برده بود، یک روز غم انگیز در فوریه 1821.
بیرون هوا سرد و غلیظ بود و قطرات آب روی صورتش می تابید.
حالا، او در حضور او لکنت زبان میکرد، همان چیزی که دوست دخترش میدانستند.
During the night the wind got up and the morning dawned grey and blustery, with bursts of heavy rain.
در طول شب باد برخاست و صبح طلوع کرد خاکستری و طوفانی همراه با باران شدید.
gusty
طوفانی
squally
به شدت
windy
بادی
blowy
دمنده
inclement
شدید
stormy
خشن
tempestuous
وحشی
نسیم
کثیف
breezy
ناپاک
filthy
وزش باد
foul
زوزه کشیدن
gusting
خشمگین
howling
غرش
raging
آشفته
roaring
غمگین
زننده
turbulent
غوغا کردن
blusterous
پر آشوب
متلاطم
nasty
پر شور
blustering
بارانی
tumultuous
رعد و برق
choppy
تاریک
boisterous
خام
rainy
مرطوب
thundery
stormful
bleak
calm
آرام
هنوز
روشن
clement
ارامش
نمایشگاه
آفتابی
sunny
بدون ابر
sunshiny
ساکت
cloudless
صلح آمیز
unclouded
بدون باد
خفیف
peaceful
صلح جو
windless
بدون طوفان
mild
بی حرکت
tranquil
صاف
pacific
در حد متوسط
serene
بی نسیم
stormless
ارام
motionless
ملایم
در حال استراحت
هالسیون
breezeless
ساکن
placid
بسیار خوب
gentle
اقیانوس آرام
reposeful
halcyon
balmy
stilly
idyllic
restful
pacifical
