botany
botany - گیاه شناسی
noun - اسم
UK :
US :
the scientific study of plants
مطالعه علمی گیاهان
تکنیکهای نمونهگیری از آماردانانی که در زمینههای زیستشناسی و گیاهشناسی کار میکنند اتخاذ شد.
داروخانه ها و باغ آنها در طول اعصار پزشکی و گیاه شناسی در هم تنیده شده اند.
چنین موقعیت هایی معمولاً در سایر رشته های طبقه بندی مانند جانورشناسی و گیاه شناسی یافت می شود.
A brilliant linguist, he was also deeply interested in botany, chemistry and other scientific subjects.
او که یک زبان شناس زبردست بود، عمیقاً به گیاه شناسی، شیمی و سایر موضوعات علمی علاقه مند بود.
قدم زدن در جنگل با پسرش به درس گیاه شناسی تبدیل شد.
At universities, where professors of medicine taught botany, physic gardens became a necessity for the practical study of plants.
در دانشگاههایی که استادان پزشکی گیاهشناسی را تدریس میکردند، باغهای فیزیکی برای مطالعه عملی گیاهان به یک ضرورت تبدیل شد.
اما جغرافیا بیشتر از زمین شناسی یا گیاه شناسی آتیک، آینده آتن را تعیین می کرد.
او گیاهشناسی و جانورشناسی را هم نمیخواست، در آنها مهارتی نداشت.
anatomy
آناتومی
cytology
سیتولوژی
ecology
بوم شناسی
genetics
ژنتیک
horticulture
باغبانی
morphology
مرفولوژی
pathology
آسيب شناسي
physiology
فیزیولوژی
phytology
گیاه شناسی
pomology
pomology
taxonomy
طبقه بندی
dendrology
دندرولوژي
floristics
گل شناسی
تاریخ طبیعی
paleo-botany
گیاه شناسی دیرینه
phytogeography
جغرافیای گیاهی
مطالعه فلور
مطالعه گیاهان
مطالعه پوشش گیاهی