botany

base info - اطلاعات اولیه

botany - گیاه شناسی

noun - اسم

/ˈbɑːtəni/

UK :

/ˈbɒtəni/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [botany] در گوگل
description - توضیح

  • مطالعه علمی گیاهان

  • Sampling techniques were adopted from statisticians working in the fields of biology and botany.


    تکنیک‌های نمونه‌گیری از آماردانانی که در زمینه‌های زیست‌شناسی و گیاه‌شناسی کار می‌کنند اتخاذ شد.

  • The Apothecaries and their Garden Throughout the ages medicine and botany have been intertwined.


    داروخانه ها و باغ آنها در طول اعصار پزشکی و گیاه شناسی در هم تنیده شده اند.

  • Such situations are commonly found in other taxonomic disciplines, such as zoology and botany.


    چنین موقعیت هایی معمولاً در سایر رشته های طبقه بندی مانند جانورشناسی و گیاه شناسی یافت می شود.

  • A brilliant linguist, he was also deeply interested in botany, chemistry and other scientific subjects.


    او که یک زبان شناس زبردست بود، عمیقاً به گیاه شناسی، شیمی و سایر موضوعات علمی علاقه مند بود.

  • A walk in the woods with his son became a lesson in botany.


    قدم زدن در جنگل با پسرش به درس گیاه شناسی تبدیل شد.

  • At universities, where professors of medicine taught botany, physic gardens became a necessity for the practical study of plants.


    در دانشگاه‌هایی که استادان پزشکی گیاه‌شناسی را تدریس می‌کردند، باغ‌های فیزیکی برای مطالعه عملی گیاهان به یک ضرورت تبدیل شد.

  • But the geography more than the geology or the botany of Attica were to determine Athens' future.


    اما جغرافیا بیشتر از زمین شناسی یا گیاه شناسی آتیک، آینده آتن را تعیین می کرد.

  • Nor did he want botany and zoology, he'd be no good at them.


    او گیاه‌شناسی و جانورشناسی را هم نمی‌خواست، در آن‌ها مهارتی نداشت.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • anatomy


    آناتومی

  • cytology


    سیتولوژی

  • ecology


    بوم شناسی

  • genetics


    ژنتیک

  • horticulture


    باغبانی

  • morphology


    مرفولوژی

  • pathology


    آسيب شناسي

  • physiology


    فیزیولوژی

  • phytology


    گیاه شناسی

  • pomology


    pomology

  • taxonomy


    طبقه بندی

  • dendrology


    دندرولوژي

  • floristics


    گل شناسی


  • تاریخ طبیعی

  • paleo-botany


    گیاه شناسی دیرینه

  • phytogeography


    جغرافیای گیاهی

  • study of flora


    مطالعه فلور

  • study of plants


    مطالعه گیاهان

  • study of vegetation


    مطالعه پوشش گیاهی

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

awestruck

لغت پیشنهادی

put

لغت پیشنهادی

point