brickbat
brickbat - خفاش آجری
noun - اسم
UK :
US :
انتقاد از چیزی
یک حمله گفتاری
We are successful but success brings brickbats.
ما موفق هستیم، اما موفقیت، خفتهای آجری به همراه دارد.
این شما را در زندگی ادامه می دهد، به خصوص با تمام خشتی که در سیاست به دست می آورید.
و در شماره چهارم اوز تعداد تحسین ها از خفاش ها بیشتر شد.
با دیدن خفاشهای آجری که میآیند، سوآث در میان جمعیت در دو طرف باز شد.
سپس، خفاش های آجری شروع به پرواز می کنند.
رئیس جمهور اخیراً در مطبوعات مورد انتقاد قرار گرفته است.
هر یک از طرفین در مناقشه به طرف دیگر خشتی پرتاب می کنند.
نمایندگان مجلس به سمت وزیر شلیک کردند.
او با عصبانیت به خشتی که به سمت او پرتاب می شد پاسخ داد.
barb
خار
epithet
اپیدرم
slur
توهین
affront
انتقاد
حفر کردن
دیس
dis
اندک
diss
هتک ابرو
insult
برش
دارت
indignity
کمربند
خشم
dart
طعنه
gird
سیلی زدن
outrage
جرم انگلستان
sarcasm
جنایت ایالات متحده
slap
قرار دادن
offenceUK
بهم زدن
offenseUS
نام
شخصیت
poke
سیلی به صورت
کم محلی کردن
ضربه زدن
به
taunt
تمسخر
snub
آسپرشن
slam
gibe
mockery
derision
aspersion
compliment
تعریف و تمجید
flattery
چاپلوسی
praise
ستایش
appreciation
قدردانی
commendation
encomium
encomium
تحسین
adulation
بی رنگ شدن
plaudit
احساسات
acclaim
پرستش
blandishment
تشکر
acclamation
به رسمیت شناختن
laudation
توجه
sentiment
قدردانی انگلستان
adoration
تصدیق ایالات متحده
kudo
گواهینامه
احترام
تمجید
acknowledgementUK
اظهار تملق
acknowledgmentUS
حرف خوب
testimonial
ستایش قوی
tribute
مبهم گرم
extolment
کره کردن
flattering remark
تصویب
accolade
مهربانی
کمک
strong praise
warm fuzzy
buttering up
kindness