burrowed

base info - اطلاعات اولیه

burrowed - حفر شده

N/A - N/A

ˈbɝː.oʊ

UK :

ˈbʌr.əʊ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [burrowed] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • Rats had burrowed into the bank of the river.


    موش ها در ساحل رودخانه فرو رفته بودند.

  • Suddenly shy, our young daughter burrowed her head into my shoulder.


    دختر جوان ما ناگهان خجالتی سرش را در شانه من فرو کرد.

  • I burrowed through the clothes in the drawer looking for a clean pair of socks.


    لباس‌های داخل کشو را فرو کردم و دنبال یک جفت جوراب تمیز شدم.

synonyms - مترادف
  • dug


    حفر کرد

  • excavated


    حفاری شده است

  • tunnelledUK


    تونل زده انگلستان

  • tunneledUS


    تونل شده ایالات متحده

  • mined


    استخراج شده

  • bored


    خسته

  • bore


    منفذ

  • delved


    کنده شده

  • dalf


    دالف

  • dolven


    dolven

  • channelledUK


    channelledUK

  • channeledUS


    channeledUS

  • drilled


    تضعیف شده است

  • grubbed


    کنده کردن

  • undermined


    توخالی شده

  • dug out


    برداشته شد

  • hollowed out


    بیرون آورده

  • scooped out


    قطع کردن

  • gouged out


    shoveledUS


  • shovelledUK

  • shoveledUS


    برش

  • shovelledUK


    اسکوپ زد

  • cut


    سنگر گرفته

  • scooped


    شیره شده

  • gouged


    لایروبی شده

  • trenched


    نشات گرفتن

  • sapped


  • dredged


  • hollowed


  • quarried


  • rooted


antonyms - متضاد
  • cried


    گریه کرد

  • announced


    اعلام کرد

  • trumpeted


    بوق زد

  • advertised


    تبلیغ کرد

  • broadcast


    پخش

  • broadcasted


    پخش شد

  • hawked


    شاهین زد

  • proclaimed


    ایالات متحده منتشر شد

  • publicizedUS


    پارس کرد

  • barked


    ابلاغ شد

  • promulgated


    برافروخته

  • blazoned


    خبر داد

  • heralded


    هیپ زد

  • hyped


    منتشر شده

  • published


    پف کرده

  • puffed


    تبلیغ شده است

  • touted


    کبود شده

  • annunciated


    ستایش کرد

  • bruited


    به صدا در آمد

  • declared


    در بریتانیا منتشر شد

  • extolled


    از پشت بام ها فریاد زد

  • sounded


  • publicisedUK


  • shouted from the rooftops


لغت پیشنهادی

expected

لغت پیشنهادی

bodily

لغت پیشنهادی

aloof