composer
composer - آهنگساز
noun - اسم
UK :
US :
کسی که موسیقی می نویسد
شخصی که موسیقی می نویسد
انیا به عنوان یک آهنگساز به تنهایی در اتر ناشناخته حرکت می کند.
من هیچ تماسی نداشتم که برای یک آهنگساز مفید باشد.
هنری پورسل یکی از بزرگترین آهنگسازان انگلیسی بود.
My favourite composer is Beethoven.
آهنگساز مورد علاقه من بتهوون است.
Nowadays record companies use impeccable accounting techniques, assisted by computers, to calculate the royalties for composers.
امروزه شرکتهای ضبط از تکنیکهای حسابداری بیعیب و نقصی با کمک رایانهها برای محاسبه حق امتیاز آهنگسازان استفاده میکنند.
Amelia likes German composers, particularly Wagner.
آملیا آهنگسازان آلمانی، به ویژه واگنر را دوست دارد.
آهنگسازان بشر باید به گوش گربه حسادت کنند.
هنگامی که لیبر با استولر تماس گرفت، آهنگساز در ابتدا همکاری نداشت.
آهنگسازانی که اکنون در آنجا کار می کنند هیچ پیش فرض یا قرارداد پنهانی به همراه نداشته اند.
آهنگساز فیلیپ گلس
The composer requested a reproduction of a Hokusai print to be the cover design on the full orchestral score.
آهنگساز درخواست کرد که نسخهای از چاپ هوکوسای به عنوان طرح جلد روی موسیقی کامل ارکستر باشد.
Trumpet, composer. b. New Orleans. 13 March 1962.
ترومپت، آهنگساز. ب نیواورلان. 13 مارس 1962.
destroyer
ناوشکن