interactions
interactions - فعل و انفعالات
N/A - N/A
UK :
US :
موقعیتی که دو یا چند نفر یا چیزهایی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند یا به یکدیگر واکنش نشان می دهند
وضعیتی که در آن دو یا چند نفر یا چیزها با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند یا به یکدیگر واکنش نشان می دهند
There's not enough interaction between the management and the workers.
تعامل کافی بین مدیریت و کارگران وجود ندارد.
بازی های زبانی معمولاً برای تشویق تعامل دانش آموزان در نظر گرفته شده است.
این نمایشنامه تعامل سه شخصیت بسیار متفاوت را دنبال می کند.
A great advertising campaign comes from the successful interaction of strategic planning and creative skills.
یک کمپین تبلیغاتی عالی از تعامل موفق برنامه ریزی استراتژیک و مهارت های خلاقانه ناشی می شود.
ما کارمندانی را انتخاب می کنیم که در تعامل رودررو با مشتریان خوب باشند.
The engineering conference encourages interactions among experts in different fields.
کنفرانس مهندسی تعامل بین متخصصان در زمینه های مختلف را تشویق می کند.
physics
فیزیک
behaviourUK
رفتار انگلستان
behaviorUS
رفتار ایالات متحده
dynamics
پویایی شناسی
forces
نیروها
physical processes
فرآیندهای فیزیکی
properties
خواص
nonphysics
غیرفیزیکی